wracks my brain
منطقه مغزی را درگیر میکند
wracks of pain
دردها
wracks of emotion
احساسات شدید
wracks the body
بدن را درگیر میکند
wracks the mind
ذهن را درگیر میکند
wracks havoc
آشوب به وجود میآورد
wracks the soul
روح را درگیر میکند
wracks of guilt
عذاب وجدان
wracks with grief
در غم فرو رفتن
wracks of despair
ناامیدی
his mind wracks with worry about the future.
ذهنش را با نگرانی در مورد آینده درگیر میکند.
the storm wracks the old house, causing damage.
طوفان باعث آسیب به خانه قدیمی میشود.
she wracks her brain trying to solve the puzzle.
او ذهنش را برای حل معما درگیر میکند.
years of stress have wracked his health.
سالها استرس بر سلامتی او تأثیر گذاشته است.
the news of the accident wracked the community.
خبر حادثه جامعه را درهم ریخت.
his conscience wracks him after telling the lie.
بعد از دروغ گفتن، وجدان او را آزار میدهد.
the intense competition wracks the athletes.
رقابت شدید ورزشکاران را تحت فشار قرار میدهد.
she wracks her thoughts to remember the details.
او افکار خود را برای به یاد آوردن جزئیات درگیر میکند.
the loss of his friend wracked him emotionally.
از دست دادن دوستش او را از نظر احساسی درهم شکست.
financial troubles have wracked their family.
مشکلات مالی خانواده آنها را درهم ریخته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید