agronomics

[ایالات متحده]/ˌæɡrəˈnɒmɪks/
[بریتانیا]/ˌægərˈnɑːmɪks/

ترجمه

n. علم بهبود تولیدات کشاورزی، از جمله مطالعه مدیریت خاک، تولید محصولات زراعی و دامداری.

عبارات و ترکیب‌ها

agronomic practices

روش‌های زراعی

agricultural agronomics

آرگونومی کشاورزی

advancements in agronomics

پیشرفت‌ها در آرگونومی

agronomic research

تحقیقات آرگونومی

applied agronomics

آرگونومی کاربردی

sustainable agronomics

آرگونومی پایدار

precision agronomics

آرگونومی دقیق

agronomic engineering

مهندسی آرگونومی

economic agronomics

آرگونومی اقتصادی

جملات نمونه

advances in agronomics have led to increased crop yields.

پیشرفت‌ها در علوم زراعی منجر به افزایش عملکرد محصول شده است.

the professor specializes in the field of agronomics.

این پروفسور در زمینه علوم زراعی تخصص دارد.

she pursued a degree in agronomics at university.

او مدرک تحصیلی در علوم زراعی را در دانشگاه ادامه داد.

agronomics plays a crucial role in sustainable food production.

علوم زراعی نقش مهمی در تولید غذا به طور پایدار ایفا می‌کند.

soil science is an important aspect of agronomics.

علم خاک جنبه مهمی از علوم زراعی است.

the research institute conducts studies on various agronomic techniques.

موسسه تحقیقاتی مطالعاتی در مورد تکنیک‌های مختلف زراعی انجام می‌دهد.

modern agronomics utilizes advanced technologies for precision farming.

علوم زراعی مدرن از فناوری‌های پیشرفته برای کشاورزی دقیق استفاده می‌کند.

agronomic practices vary depending on the local climate and soil conditions.

روش‌های زراعی بسته به شرایط آب و هوایی و خاک محلی متفاوت است.

understanding agronomics is essential for ensuring food security.

درک علوم زراعی برای اطمینان از امنیت غذایی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید