an airy organdy blouse;
حالت سبک و زنانه پارچه ارگاندی
filmy lingerie.See Synonyms at airy
لباس زیر نازک. به مترادفها در airy مراجعه کنید
her airy unconcern for economy.
بیخیالی سبک و نگرانکننده او نسبت به اقتصاد.
the airy and deceptively spacious lounge.
سالن بزرگ و فریبنده با فضای سبک.
sheer curtains; sheer chiffon.See Synonyms at airy
پردههای نازک؛ شيفون نازک. به مترادفها در airy مراجعه کنید
her airy presence filled the house.
حضور سبک او خانه را پر کرد.
love might seem an airy-fairy, romantic concept.
عشق ممکن است یک مفهوم عاشقانه سبک و غیرواقعی به نظر برسد.
the night crepitates with an airy whistling cacophony.
شب با یک کلاغواشی سبک و ناهنجار میجوشد.
airy theories about socioeconomic improvement.
تئوریهای سبک در مورد بهبود اقتصادی و اجتماعی.
dismissed us with an airy wave of the hand.
ما را با یک حرکت سبک دست کنار گذاشت.
Mark followed the teacher into a large airy room.
مارک معلم را به یک اتاق بزرگ و سبک دنبال کرد.
All the windows were open, giving the house an airy feeling.
تمام پنجرهها باز بودند و به خانه حس سبکی میدادند.
This was an airy and unplastered cabin, fit to entertain a travelling god, and where a goddess might trail her garments.
این یک کابین سبک و بدون گچ بود که برای پذیرایی از یک خدا در سفر مناسب بود و جایی که یک الهه ممکن بود لباسهایش را بکشد.
It makes the central maximum in the Airy pattern narrower and increases the depth of focus.Calculation results have shown that this kind of apodizer is superior to the phase-shifting apodizer.
این باعث میشود حداکثر مرکزی در الگوی Airy باریکتر شود و عمق فوکوس را افزایش میدهد. نتایج محاسبات نشان دادهاند که این نوع اپودایزر از اپودایزر تغییر فاز بهتر است.
an airy organdy blouse;
حالت سبک و زنانه پارچه ارگاندی
filmy lingerie.See Synonyms at airy
لباس زیر نازک. به مترادفها در airy مراجعه کنید
her airy unconcern for economy.
بیخیالی سبک و نگرانکننده او نسبت به اقتصاد.
the airy and deceptively spacious lounge.
سالن بزرگ و فریبنده با فضای سبک.
sheer curtains; sheer chiffon.See Synonyms at airy
پردههای نازک؛ شيفون نازک. به مترادفها در airy مراجعه کنید
her airy presence filled the house.
حضور سبک او خانه را پر کرد.
love might seem an airy-fairy, romantic concept.
عشق ممکن است یک مفهوم عاشقانه سبک و غیرواقعی به نظر برسد.
the night crepitates with an airy whistling cacophony.
شب با یک کلاغواشی سبک و ناهنجار میجوشد.
airy theories about socioeconomic improvement.
تئوریهای سبک در مورد بهبود اقتصادی و اجتماعی.
dismissed us with an airy wave of the hand.
ما را با یک حرکت سبک دست کنار گذاشت.
Mark followed the teacher into a large airy room.
مارک معلم را به یک اتاق بزرگ و سبک دنبال کرد.
All the windows were open, giving the house an airy feeling.
تمام پنجرهها باز بودند و به خانه حس سبکی میدادند.
This was an airy and unplastered cabin, fit to entertain a travelling god, and where a goddess might trail her garments.
این یک کابین سبک و بدون گچ بود که برای پذیرایی از یک خدا در سفر مناسب بود و جایی که یک الهه ممکن بود لباسهایش را بکشد.
It makes the central maximum in the Airy pattern narrower and increases the depth of focus.Calculation results have shown that this kind of apodizer is superior to the phase-shifting apodizer.
این باعث میشود حداکثر مرکزی در الگوی Airy باریکتر شود و عمق فوکوس را افزایش میدهد. نتایج محاسبات نشان دادهاند که این نوع اپودایزر از اپودایزر تغییر فاز بهتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید