| جمع | airpistols |
airpistol shooting
شلیک گلولهپرتابی هوا
airpistol range
میدان گلولهپرتابی هوا
buy an airpistol
خرید گلولهپرتابی هوا
shooting an airpistol
شلیک گلولهپرتابی هوا
with an airpistol
با گلولهپرتابی هوا
airpistol competition
رقابت گلولهپرتابی هوا
my airpistol
گلولهپرتابی هوا من
airpistol target
هدف گلولهپرتابی هوا
practice airpistol
تمرین گلولهپرتابی هوا
new airpistol
گلولهپرتابی هوا جدید
the athlete purchased a new airpistol for the competition.
ورزشکار یک فیشلیت هوا جدید برای مسابقه خریداری کرد.
airpistol shooting requires tremendous precision and focus.
شلیک فیشلیت هوا نیاز به دقت و تمرکز بسیار زیادی دارد.
he cleaned his airpistol after every practice session.
او پس از هر جلسه تمرین فیشلیت هوا خود را تمیز کرد.
the airpistol range is open from nine to five daily.
محدوده فیشلیت هوا هر روز از نه تا پنج باز است.
she won the airpistol championship by a narrow margin.
او با فاصله نزدیک جام فیشلیت هوا را برنده شد.
airpistols use compressed air to propel lead pellets.
فیشلیت های هوا از هوا فشرده برای پرتاب گلولههای سربی استفاده میکنند.
the airpistol malfunctioned during the final round.
فیشلیت هوا در دور پایانی خرابی کرد.
he has been practicing airpistol shooting for five years.
او از پنج سال گذشته به شلیک فیشلیت هوا تمرین میکند.
airpistol training improved his hand-eye coordination significantly.
تمرین فیشلیت هوا به طور قابل توجهی هماهنگی دست و چشم او را بهبود بخشید.
the club provides airpistols for beginner members.
کلوب فیشلیت هوا برای عضویتهای مبتدی فراهم میکند.
she replaced the airpistol sights with a better model.
او دیدگان فیشلیت هوا را با یک مدل بهتر جایگزین کرد.
airpistol competitions have strict safety regulations.
مسابقات فیشلیت هوا قوانین ایمنی سختگیرانهای دارند.
the .177 caliber airpistol is popular among competitors.
فیشلیت هوا با کالیبر .177 در میان رقیبها محبوب است.
airpistol shooting
شلیک گلولهپرتابی هوا
airpistol range
میدان گلولهپرتابی هوا
buy an airpistol
خرید گلولهپرتابی هوا
shooting an airpistol
شلیک گلولهپرتابی هوا
with an airpistol
با گلولهپرتابی هوا
airpistol competition
رقابت گلولهپرتابی هوا
my airpistol
گلولهپرتابی هوا من
airpistol target
هدف گلولهپرتابی هوا
practice airpistol
تمرین گلولهپرتابی هوا
new airpistol
گلولهپرتابی هوا جدید
the athlete purchased a new airpistol for the competition.
ورزشکار یک فیشلیت هوا جدید برای مسابقه خریداری کرد.
airpistol shooting requires tremendous precision and focus.
شلیک فیشلیت هوا نیاز به دقت و تمرکز بسیار زیادی دارد.
he cleaned his airpistol after every practice session.
او پس از هر جلسه تمرین فیشلیت هوا خود را تمیز کرد.
the airpistol range is open from nine to five daily.
محدوده فیشلیت هوا هر روز از نه تا پنج باز است.
she won the airpistol championship by a narrow margin.
او با فاصله نزدیک جام فیشلیت هوا را برنده شد.
airpistols use compressed air to propel lead pellets.
فیشلیت های هوا از هوا فشرده برای پرتاب گلولههای سربی استفاده میکنند.
the airpistol malfunctioned during the final round.
فیشلیت هوا در دور پایانی خرابی کرد.
he has been practicing airpistol shooting for five years.
او از پنج سال گذشته به شلیک فیشلیت هوا تمرین میکند.
airpistol training improved his hand-eye coordination significantly.
تمرین فیشلیت هوا به طور قابل توجهی هماهنگی دست و چشم او را بهبود بخشید.
the club provides airpistols for beginner members.
کلوب فیشلیت هوا برای عضویتهای مبتدی فراهم میکند.
she replaced the airpistol sights with a better model.
او دیدگان فیشلیت هوا را با یک مدل بهتر جایگزین کرد.
airpistol competitions have strict safety regulations.
مسابقات فیشلیت هوا قوانین ایمنی سختگیرانهای دارند.
the .177 caliber airpistol is popular among competitors.
فیشلیت هوا با کالیبر .177 در میان رقیبها محبوب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید