aitchbones

[ایالات متحده]/eɪtʃbəʊnz/
[بریتانیا]/eytbəʊnz/

ترجمه

n. استخوان‌های لگن یک حیوان، به‌ویژه یک گاو؛ ن. نشیمن‌گاه یک حیوان، به‌ویژه یک گاو.

عبارات و ترکیب‌ها

aitchbones rattle

استخوان‌های هچ‌بونز می‌لرزند

aitchbones are showing

استخوان‌های هچ‌بونز نمایان هستند

shake your aitchbones

استخوان‌های هچ‌بونز خود را تکان دهید

جملات نمونه

he felt his aitchbones trembling with fear.

او احساس کرد که استخوان‌های پشتی او از ترس می‌لرزند.

she leaned back, resting her aitchbones against the wall.

او به عقب تکیه زد و استخوان‌های پشتی خود را به دیوار تکیه داد.

the horse's powerful aitchbones carried it over the rough terrain.

استخوان‌های پشتی قوی اسب آن را از میان زمین ناهموار عبور داد.

he could feel his aitchbones ache from hours of sitting.

او می‌توانست احساس کند که استخوان‌های پشتی‌اش پس از ساعت‌ها نشستن درد می‌کنند.

the dancer's graceful movements highlighted her flexible aitchbones.

حرکات ظریف رقصنده، انعطاف‌پذیری استخوان‌های پشتی او را نشان می‌داد.

a strong core is essential for maintaining good posture and healthy aitchbones.

داشتن یک هسته قوی برای حفظ وضعیت بدنی خوب و استخوان‌های پشتی سالم ضروری است.

the artist captured the curve of the model's aitchbones in her sketch.

هنرمند قوس استخوان‌های پشتی مدل را در طرح خود به تصویر کشید.

his aitchbones felt stiff and sore after the long hike.

استخوان‌های پشتی او پس از پیاده‌روی طولانی سفت و دردناک بودند.

the doctor examined his patient's aitchbones for signs of injury.

پزشک استخوان‌های پشتی بیمار خود را برای علائم آسیب بررسی کرد.

she stretched her aitchbones, feeling the tension release.

او استخوان‌های پشتی خود را کشید و احساس کرد که تنش آزاد می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید