ribs

[US]/[rɪbz]/
[UK]/[rɪbz]/
Frequency: Very High

Translation

n. بخشی از بدن که یک قفس را تشکیل می‌دهد تا قلب و ریه‌ها را حفظ کند؛ یک قطعه گوشت که از طرف یک حیوان، معمولاً گاو یا خوک، جدا می‌شود؛ یک قطعه طولانی و باریک از چیزی، به ویژه یک کشتی یا ساختمان
v. منبع افتخار یا افتخار بودن

Phrases & Collocations

spare ribs

کOST ریب‌ها

broken ribs

ریب‌های شکسته

fall ribs

ریب‌های افتاده

baby ribs

ریب‌های بچه

ribs ache

درد ریب‌ها

grilled ribs

ریب‌های گریل شده

pork ribs

ریب‌های خوک

protect ribs

محافظت از ریب‌ها

feel ribs

احساس از ریب‌ها

ribs hurt

ریب‌ها درد می‌کنند

Example Sentences

he broke his ribs in a snowboarding accident.

او در یک حادثه جنگلی از ریشه‌هایش افتاد.

the barbecue ribs were incredibly delicious.

ریشه‌های گوشت با گوشت روی چوب با مزه بسیار خوش‌مزه بود.

she felt a sharp pain in her ribs.

او دردی تیز در ریشه‌هایش احساس کرد.

he protected his ribs with a padded vest.

او با یک چادر پر از پوسته ریشه‌هایش را محافظت کرد.

the butcher expertly cut the ribs from the pork.

گوشت‌فروش به خوبی ریشه‌های گوشت را از گوشت گوسفید جدا کرد.

they were selling baby back ribs at the fair.

آن‌ها ریشه‌های پشت کودک را در بازارچه فروختند.

the doctor examined his ribs for any fractures.

پزشک ریشه‌های او را برای شکستگی‌هایی که ممکن است داشته باشد بررسی کرد.

he practiced his free throws, protecting his ribs.

او فری تورهایش را تمرین می‌کرد و ریشه‌هایش را محافظت می‌کرد.

the athlete wore a rib protector during the game.

ورزشکار در طول بازی یک محافظ ریشه‌ها پوشید.

the ribs formed a protective cage around his organs.

ریشه‌ها یک کیفیت حفاظتی را حول اندام‌هایش تشکیل دادند.

she seasoned the ribs with a smoky barbecue sauce.

او ریشه‌ها را با یک سس گوشت روی چوب دودی به مزه داد.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now