alarmingly

[ایالات متحده]/əˈlɑːrmɪŋli/
[بریتانیا]/əˈlɑːrmɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طوری که ترس یا نگرانی ایجاد کند

عبارات و ترکیب‌ها

alarmingly high prices

قیمت‌های به طرز نگران‌کننده‌ای بالا

alarmingly fast growth

رشد به طرز نگران‌کننده‌ای سریع

alarmingly low morale

معنویت به طرز نگران‌کننده‌ای پایین

alarmingly similar situations

وضعیت‌های به طرز نگران‌کننده‌ای مشابه

alarmingly quiet streets

خیابان‌های به طرز نگران‌کننده‌ای ساکت

alarmingly frequent occurrences

وقوعات به طرز نگران‌کننده‌ای مکرر

alarmingly complex issues

مسائل به طرز نگران‌کننده‌ای پیچیده

جملات نمونه

the rate of deforestation is alarmingly high.

نرخ از بین رفتن جنگل‌ها به طرز نگران‌کننده‌ای بالاست.

his behavior was alarmingly aggressive.

رفتار او به طرز نگران‌کننده‌ای تهاجمی بود.

the news about the company's financial situation is alarmingly bad.

اخبار مربوط به وضعیت مالی شرکت به طرز نگران‌کننده‌ای بد است.

the number of accidents has risen alarmingly this year.

تعداد حوادث امسال به طرز نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است.

it's alarmingly easy to lose track of time when you're having fun.

به طرز نگران‌کننده‌ای آسان است که وقتی خوش بگذرانید، ردیابی زمان را از دست بدهید.

the cost of living is alarmingly increasing.

هزینه زندگی به طرز نگران‌کننده‌ای در حال افزایش است.

he spoke with an alarmingly calm voice.

او با لحنی به طرز نگران‌کننده‌ای آرام صحبت کرد.

the situation is developing alarmingly quickly.

وضعیت به طرز نگران‌کننده‌ای به سرعت در حال پیشرفت است.

the decline in biodiversity is alarmingly rapid.

کاهش تنوع زیستی به طرز نگران‌کننده‌ای سریع است.

the patient's condition deteriorated alarmingly overnight.

وضعیت بیمار به طرز نگران‌کننده‌ای در طول شب بدتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید