alcool

[ایالات متحده]/al.kɔl/
[بریتانیا]/al.kɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الکل؛ روح؛ نوشیدنی الکلی
شکل‌های واژه
جمعalcools

جملات نمونه

he decided to abstain from alcohol for health reasons.

او تصمیم گرفت به دلیل سلامتی از الکل پرهیز کند.

the hotel offers a wide selection of alcohol at the bar.

هتل گزینه‌های گسترده‌ای از الکل در بار ارائه می‌دهد.

excessive consumption of alcohol can lead to serious liver damage.

مصرف زیاد الکل می‌تواند به آسیب جدی به کبد منجر شود.

please do not serve alcohol to anyone under the legal age.

لطفاً الکل را به هیچ کس زیر سن قانونی ندهید.

the breathalyzer test indicated a high level of alcohol in his system.

آزمایش دم‌هوا نشان داد که سطح الکل در سیستم او بالا است.

rubbing alcohol is commonly used to disinfect minor cuts and wounds.

الکل مسح، معمولاً برای معاینات کوچک و زخم‌ها استفاده می‌شود.

the doctor advised him to avoid alcohol while taking this medication.

پزشک او را هنگام مصرف این دارو از الکل پرهیز کرد.

the customs officer seized the undeclared bottles of alcohol.

کارمند گمرک، لیتربال‌های ناشناخته الکل را کشف کرد.

we need to buy some high-quality alcohol for the party this weekend.

ما نیاز داریم تا برای جشن چهارشنبه‌شب، الکل با کیفیت بالا بخریم.

fermentation is the process by which sugar is converted into alcohol.

ферمنتاسیون فرآیندی است که در آن قند به الکل تبدیل می‌شود.

the policy strictly forbids alcohol consumption during working hours.

این سیاست به طور صریح مصرف الکل در ساعات کاری را ممنوع می‌کند.

isopropyl alcohol is an effective solvent for cleaning electronics.

الکل ایزوپروپیل یک حلال مؤثر برای تمیز کردن الکترونیک‌ها است.

she smelled a strong odor of alcohol on his breath.

او بوی قوی الکل را در نفس او بوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید