aldermen's meeting
جلسه شورای شهر
election of aldermen
انتخاب شورای شهر
aldermen's authority
اختیارات شورای شهر
the aldermen met to discuss the new budget proposal.
اعضای شورای شهر برای بحث در مورد پیشنهاد بودجه جدید گرد هم آمدند.
several aldermen voted against the controversial zoning ordinance.
چند نفر از اعضای شورای شهر با مصوبه منطقه بندی بحث برانگیز مخالفت کردند.
the mayor consulted with the aldermen before making a final decision.
شهردار قبل از اتخاذ تصمیم نهایی با اعضای شورای شهر مشورت کرد.
aldermen are elected officials responsible for local governance.
اعضای شورای شهر مقامات منتخب مسئول اداره محلی هستند.
the public forum allowed citizens to address the aldermen directly.
فروم عمومی به شهروندان این امکان را داد که مستقیماً با اعضای شورای شهر صحبت کنند.
aldermen serve on various committees that oversee city departments.
اعضای شورای شهر در کمیته های مختلفی که بر عملکرد بخش های مختلف شهرداری نظارت می کنند، خدمت می کنند.
the aldermen's decision sparked debate among residents.
تصمیم اعضای شورای شهر باعث بحث و جدل در بین ساکنان شد.
aldermen play a crucial role in shaping local policies and laws.
اعضای شورای شهر نقش مهمی در شکل دادن به سیاست ها و قوانین محلی ایفا می کنند.
the aldermen worked collaboratively to find a solution to the problem.
اعضای شورای شهر به طور مشترک برای یافتن راه حلی برای مشکل تلاش کردند.
new aldermen were sworn in at the beginning of the year.
اعضای شورای شهر جدید در ابتدای سال سوگند یاد کردند.
aldermen's meeting
جلسه شورای شهر
election of aldermen
انتخاب شورای شهر
aldermen's authority
اختیارات شورای شهر
the aldermen met to discuss the new budget proposal.
اعضای شورای شهر برای بحث در مورد پیشنهاد بودجه جدید گرد هم آمدند.
several aldermen voted against the controversial zoning ordinance.
چند نفر از اعضای شورای شهر با مصوبه منطقه بندی بحث برانگیز مخالفت کردند.
the mayor consulted with the aldermen before making a final decision.
شهردار قبل از اتخاذ تصمیم نهایی با اعضای شورای شهر مشورت کرد.
aldermen are elected officials responsible for local governance.
اعضای شورای شهر مقامات منتخب مسئول اداره محلی هستند.
the public forum allowed citizens to address the aldermen directly.
فروم عمومی به شهروندان این امکان را داد که مستقیماً با اعضای شورای شهر صحبت کنند.
aldermen serve on various committees that oversee city departments.
اعضای شورای شهر در کمیته های مختلفی که بر عملکرد بخش های مختلف شهرداری نظارت می کنند، خدمت می کنند.
the aldermen's decision sparked debate among residents.
تصمیم اعضای شورای شهر باعث بحث و جدل در بین ساکنان شد.
aldermen play a crucial role in shaping local policies and laws.
اعضای شورای شهر نقش مهمی در شکل دادن به سیاست ها و قوانین محلی ایفا می کنند.
the aldermen worked collaboratively to find a solution to the problem.
اعضای شورای شهر به طور مشترک برای یافتن راه حلی برای مشکل تلاش کردند.
new aldermen were sworn in at the beginning of the year.
اعضای شورای شهر جدید در ابتدای سال سوگند یاد کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید