aliene

[ایالات متحده]/[ˈælɪən]/
[بریتانیا]/[ˈælɪən]/

ترجمه

n. یک خارجی؛ یک غیرملکی.
adj. متعلق به کشور یا جهان دیگر.
v. ساختن یا شدن خارجی.

جملات نمونه

the alien's spaceship landed silently in the field.

نوساز فضایی خودروی خودش به آرامی در میدان فرود آمد.

scientists are searching for signs of alien life on mars.

دانشمندان در حال جستجوی نشانه‌های زندگی فضایی روی مریخ هستند.

the movie featured a hostile alien invasion of earth.

فیلم یک تهاجم فضایی دشمنانه به زمین را نمایش داد.

he claimed to have seen an alien abduction in the desert.

او ادعا کرد که در صحرا یک بازپس‌گیری فضایی را دیده است.

the child drew a picture of an alien with three eyes.

کودک یک تصویر از یک فضایی با سه چشم رسم کرد.

the documentary explored the possibility of alien civilizations.

مستند امکان وجود تمدن‌های فضایی را بررسی کرد.

many people are fascinated by the idea of encountering an alien.

بسیاری از افراد به ایده ملاقات با یک فضایی جذب می‌شوند.

the alien artifact was discovered deep within the jungle.

نمونه فضایی در عمق جنگل کشف شد.

the government denied any knowledge of alien technology.

دولت هرگونه دانشی درباره فناوری‌های فضایی را انکار کرد.

the alien landscape was unlike anything they had ever seen.

منظره فضایی متفاوت از هر چیزی بود که آن‌ها تا کنون دیده بودند.

she wrote a science fiction novel about a friendly alien race.

او یک رمان علمی-تخیلی درباره یک نسل فضایی دوست‌داشتنی نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید