nonnative speaker
گوینده غیر بومی
nonnative accent
لهجه غیر بومی
nonnative language
زبان غیر بومی
acquire a nonnative language
یادگیری یک زبان غیر بومی
nonnative proficiency
مهارت غیر بومی
nonnative English speaker
گوینده غیر بومی زبان انگلیسی
learning as a nonnative
یادگیری به عنوان یک غیر بومی
nonnative grammar rules
قوانین گرامر غیر بومی
nonnative pronunciation
تلفظ غیر بومی
overcome nonnative challenges
غلبه بر چالشهای غیر بومی
She's a nonnative speaker of English.
او یک سخنگوی غیر بومی زبان انگلیسی است.
Learning a new language can be challenging for nonnative speakers.
یادگیری یک زبان جدید میتواند برای سخنگویان غیر بومی چالشبرانگیز باشد.
His accent betrays his nonnative status.
لهجه او وضعیت غیر بومی او را فاش میکند.
Despite being a nonnative, she writes beautifully in English.
با وجود غیر بومی بودن، او به زیبایی به زبان انگلیسی مینویسد.
He's fluent in several languages, even though he's a nonnative speaker of his first language.
او به چندین زبان مسلط است، حتی اگر سخنگوی غیر بومی زبان اولش باشد.
Nonnative accents can be charming and add character to speech.
لهجههای غیر بومی میتوانند جذاب باشند و به گفتار شخصیت دهند.
Many nonnative students struggle with pronunciation.
بسیاری از دانشجویان غیر بومی در تلفظ مشکل دارند.
It's important to be patient when communicating with nonnative speakers.
مهم است که در ارتباط با سخنگویان غیر بومی صبور باشید.
She's a nonnative, but she speaks English very well.
او یک غیر بومی است، اما به زبان انگلیسی خیلی خوب صحبت میکند.
The nonnative speaker was able to communicate her ideas effectively.
سخنگوی غیر بومی توانست ایدههای خود را به طور مؤثر منتقل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید