outlandish

[ایالات متحده]/aʊtˈlændɪʃ/
[بریتانیا]/aʊtˈlændɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عجیب؛ غریب

جملات نمونه

the most outlandish ideas.

غریب‌ترین ایده‌ها.

three wise, outlandish kings.

سه پادشاه خردمند و عجیب و غریب.

wore an outlandish rig to the office.

لباس عجیب و غریب به دفتر پوشید.

The outlandish costume screamed with clashing colors.

لباس عجیب و غریب با رنگ‌های متضاد فریاد می‌زد.

He wore an outlandish outfit of pink pants and green sneakers.

او لباس عجیب و غریب با شلوار صورتی و کفش ورزشی سبز پوشید.

he raised both his arms in an outlandish hieratic gesture.

او هر دو دست خود را به شکل یک حرکت هیراتیک عجیب و غریب بالا برد.

Her outlandish attire made her conspicuous in the crowd.

لباس عجیب و غریب او باعث شد در میان جمعیت به چشم بیاید.

According to the origin,sand dust weather in Qingdao region is classified as outlandish drifting type,inlandish forming type and outlandish drifting-inlandish strengthening type.

بر اساس منبع، وضعیت گرد و غبار در منطقه چینگدائو به عنوان نوع رانش عجیب و غریب، نوع تشکیل داخلی و نوع تقویت رانش عجیب و غریب-داخلی طبقه بندی می شود.

Get in on the hospital hijinks, diagnosing and treating outlandish outpatients in this energetic Time Management game!

در شوخی های بیمارستان شرکت کنید، بیماران سرپایی عجیب و غریب را تشخیص داده و درمان کنید در این بازی مدیریت زمان پرانرژی!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید