| جمع | aliquants |
aliquant amount
مبلغ الحاقي
an aliquant portion
یک بخش الحاقي
a significant aliquant
یک الحاقي قابل توجه
an aliquant contribution
یک سهم الحاقي
an aliquant difference
یک تفاوت الحاقي
aliquant changes occur
تغییرات الحاقي رخ می دهد
the aliquant of evidence was enough to convict him.
میزان کافی شواهد برای محکومیت او وجود داشت.
a aliquant of time is needed to master a new language.
برای تسلط بر یک زبان جدید به مقدار مشخصی زمان نیاز است.
there was an aliquant amount of rain last night.
دیشب مقدار مشخصی باران بارید.
the aliquant of participants in the study was too small.
تعداد شرکت کنندگان در مطالعه بسیار کم بود.
an aliquant portion of the pie was left over.
مقدار مشخصی از پای باقی مانده بود.
he only had an aliquant grasp of the situation.
او فقط درک محدودی از وضعیت داشت.
the aliquant amount of money was enough to buy a cup of coffee.
مقدار مشخصی پول برای خرید یک فنجان قهوه کافی بود.
she had an aliquant understanding of the subject matter.
او درک محدودی از موضوع داشت.
there was an aliquant number of books on the shelf.
تعداد مشخصی کتاب روی قفسه وجود داشت.
an aliquant amount of pressure can be beneficial.
مقدار مشخصی فشار می تواند مفید باشد.
aliquant amount
مبلغ الحاقي
an aliquant portion
یک بخش الحاقي
a significant aliquant
یک الحاقي قابل توجه
an aliquant contribution
یک سهم الحاقي
an aliquant difference
یک تفاوت الحاقي
aliquant changes occur
تغییرات الحاقي رخ می دهد
the aliquant of evidence was enough to convict him.
میزان کافی شواهد برای محکومیت او وجود داشت.
a aliquant of time is needed to master a new language.
برای تسلط بر یک زبان جدید به مقدار مشخصی زمان نیاز است.
there was an aliquant amount of rain last night.
دیشب مقدار مشخصی باران بارید.
the aliquant of participants in the study was too small.
تعداد شرکت کنندگان در مطالعه بسیار کم بود.
an aliquant portion of the pie was left over.
مقدار مشخصی از پای باقی مانده بود.
he only had an aliquant grasp of the situation.
او فقط درک محدودی از وضعیت داشت.
the aliquant amount of money was enough to buy a cup of coffee.
مقدار مشخصی پول برای خرید یک فنجان قهوه کافی بود.
she had an aliquant understanding of the subject matter.
او درک محدودی از موضوع داشت.
there was an aliquant number of books on the shelf.
تعداد مشخصی کتاب روی قفسه وجود داشت.
an aliquant amount of pressure can be beneficial.
مقدار مشخصی فشار می تواند مفید باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید