| جمع | allers |
i need to book an aller-retour ticket to paris for my business trip.
من باید یک بلیط یکطرفه-دوطرفه به پاریس برای سفر کاری خودم رزرو کنم.
she bought an aller-simple ticket since she doesn't know when she'll return.
او یک بلیط یکطرفه-ساده خریده است چون نمیداند که چه زمانی بازگشت میکند.
we have to aller chercher the children from school at three o'clock.
ما باید به دوچرخه برویم تا کودکان را از مدرسه در ساعت سه بیاوردیم.
the train aller takes about two hours from lyon to marseille.
قطار یکطرفه از لیون به مارسیل حدود دو ساعت طول میکشد.
everything is aller bien with our vacation plans so far.
تا به حال همه چیز با برنامههای تعطیلات ما خوب است.
his recovery has been aller slowly after the surgery.
بازگشت او پس از جراحی بهطور یکطرفه کند بوده است.
i want to aller voir the new museum while we're in amsterdam.
من میخواهم در حالی که ما در آمستردام هستیم به موزه جدید برویم.
this historic village is worth aller loin to visit in tuscany.
این روستای تاریخی ارزش دارد که برای بازدید به دوری برویم در توسکان.
that red tie aller parfaitement with your gray suit.
این شال چرمی بهطور یکطرفه با پیراهن خاکی شما کامل میشود.
they plan to aller en italie for their honeymoon next spring.
آنها قصد دارند در بهار بعدی به ایتالیا بروند برای عروسیشان.
my colleague will aller à singapore for an important meeting tomorrow.
همکار من فردا به سنگاپور برای یک جلسه مهم میرود.
the project is aller selon le plan and should be completed on time.
این پروژه بهطور یکطرفه طبق برنامه است و باید به موقع کامل شود.
i need to book an aller-retour ticket to paris for my business trip.
من باید یک بلیط یکطرفه-دوطرفه به پاریس برای سفر کاری خودم رزرو کنم.
she bought an aller-simple ticket since she doesn't know when she'll return.
او یک بلیط یکطرفه-ساده خریده است چون نمیداند که چه زمانی بازگشت میکند.
we have to aller chercher the children from school at three o'clock.
ما باید به دوچرخه برویم تا کودکان را از مدرسه در ساعت سه بیاوردیم.
the train aller takes about two hours from lyon to marseille.
قطار یکطرفه از لیون به مارسیل حدود دو ساعت طول میکشد.
everything is aller bien with our vacation plans so far.
تا به حال همه چیز با برنامههای تعطیلات ما خوب است.
his recovery has been aller slowly after the surgery.
بازگشت او پس از جراحی بهطور یکطرفه کند بوده است.
i want to aller voir the new museum while we're in amsterdam.
من میخواهم در حالی که ما در آمستردام هستیم به موزه جدید برویم.
this historic village is worth aller loin to visit in tuscany.
این روستای تاریخی ارزش دارد که برای بازدید به دوری برویم در توسکان.
that red tie aller parfaitement with your gray suit.
این شال چرمی بهطور یکطرفه با پیراهن خاکی شما کامل میشود.
they plan to aller en italie for their honeymoon next spring.
آنها قصد دارند در بهار بعدی به ایتالیا بروند برای عروسیشان.
my colleague will aller à singapore for an important meeting tomorrow.
همکار من فردا به سنگاپور برای یک جلسه مهم میرود.
the project is aller selon le plan and should be completed on time.
این پروژه بهطور یکطرفه طبق برنامه است و باید به موقع کامل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید