venir

[ایالات متحده]/vɛnˈɪə/
[بریتانیا]/vɛnˈɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آمدن; رسیدن

جملات نمونه

can you come to my birthday party on friday?

آیا می‌توانید روز جمعه به مهمانی تولد من بیایید؟

i come from a small town near the mountains.

من از یک شهر کوچک در نزدیکی کوه‌ها آمده‌ام.

she is coming with us to the concert tomorrow night.

او با ما به کنسرت امشب می‌آید.

he came to see me at the hospital last week.

او هفته گذشته برای دیدن من به بیمارستان آمد.

they are coming to pick up their order at noon.

آنها برای تحویل سفارش خود در ظهر می‌آیند.

a strange thought just came to my mind during the meeting.

یک فکر عجیب در حین جلسه به ذهنم رسید.

my nephew is coming into the world next month.

برادزاده من ماه آینده به دنیا می‌آید.

i have just come from the library where i studied all morning.

من همین الان از کتابخانه‌ای که تمام صبح آنجا درس خوانده‌ام آمده‌ام.

summer vacation comes and goes so quickly these days.

تعطیلات تابستان این روزها خیلی سریع می‌آید و می‌رود.

the new student comes from france but speaks english perfectly.

دانشجوی جدید از فرانسه می‌آید اما به طور کامل انگلیسی صحبت می‌کند.

our neighbors are coming towards our house right now.

همسایه‌های ما همین الان به سمت خانه ما می‌آیند.

challenges come in waves when you least expect them.

چالش‌ها در زمان‌هایی که انتظار آن‌ها را ندارید، به موج‌هایی می‌آیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید