rester

[ایالات متحده]/[ˈrɛstər]/
[بریتانیا]/[ˈrɛstər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که در یک هتل یا محل اقامت دیگر ساکن است؛ مهمان.
v. اقامت کردن؛ باقی ماندن؛ در هتل اقامت کردن.
Word Forms
جمعresters

جملات نمونه

we need to rester the data to ensure accuracy.

ما نیاز داریم داده‌ها را برای اطمینان از صحت بررسی کنیم.

can you rester the document with the latest information?

آیا می‌توانید سند را با آخرین اطلاعات به‌روز کنید؟

the team will rester the project proposal next week.

تیم هفته آینده پیشنهاد پروژه را بررسی خواهد کرد.

it's important to rester your notes after the lecture.

مهم است یادداشت‌های خود را پس از سخنرانی بررسی کنید.

please rester the inventory list before the audit.

لطفاً لیست موجودی را قبل از حسابرسی بررسی کنید.

the marketing team will rester the campaign strategy.

تیم بازاریابی استراتژی کمپین را بررسی خواهد کرد.

i need to rester my files on the computer.

من نیاز دارم فایل‌هایم را در کامپیوتر بررسی کنم.

let's rester the budget for the upcoming quarter.

بیایید بودجه را برای سه‌ماهه آینده بررسی کنیم.

the researcher decided to rester the experimental data.

محقق تصمیم گرفت داده‌های تجربی را بررسی کند.

we should rester the presentation slides before the meeting.

ما باید اسلایدهای ارائه را قبل از جلسه بررسی کنیم.

the accountant will rester the financial records.

حسابدار سوابق مالی را بررسی خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید