allsort

[ایالات متحده]/ˈɔːl.sɔːt/
[بریتانیا]/ˈɑːl.sɔːrt/

ترجمه

n. انواع و گونه‌های مختلف؛ مخلوطی از چیزهای متفاوت
شکل‌های واژه
جمعallsorts

عبارات و ترکیب‌ها

allsorts of

همه گونه

allsorts

همه گونه

an allsort

یک نوع همه گونه

allsort mixture

مخلوط همه گونه

chocolate allsorts

همه گونه شکلات

every kind of allsort

هر نوعی از همه گونه

allsorts and

همه گونه و

different allsorts

همه گونه های مختلف

various allsorts

همه گونه های متنوع

such allsorts

چنین همه گونه ای

جملات نمونه

i tried allsort of cookies at the bakery.

من تمام انواع کوکی‌ها را در خبزبیکری آزمودم.

she has allsorts of hobbies.

او تمام انواع سرگرمی‌ها را دارد.

he was like allsort of excited about the news.

او از این خبر خیلی خوشحال بود.

they sell allsorts at the market.

آن‌ها در بازار تمام انواع را فروش می‌کنند.

i need allsort of supplies for the project.

من برای پروژه تمام انواع تجهیزات لازم دارم.

there are allsorts of books in the library.

در کتابخانه تمام انواع کتاب‌ها وجود دارد.

she's been through allsorts lately.

او اخیراً از تمام چیزهایی که ممکن است گذشته‌است.

we saw allsorts of animals at the zoo.

ما در حیات‌حیوانی تمام انواع حیوانات را دیدیم.

he collected allsorts of stamps.

او تمام انواع مهرهای را جمع‌آوری کرد.

the store offers allsort of products.

این فروشگاه تمام انواع محصولات را ارائه می‌دهد.

allsort of people attended the concert.

تمام انواع افراد به کنسرت حضور یافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید