| جمع | allsorts |
allsorts of
همه گونه
allsorts
همه گونه
an allsort
یک نوع همه گونه
allsort mixture
مخلوط همه گونه
chocolate allsorts
همه گونه شکلات
every kind of allsort
هر نوعی از همه گونه
allsorts and
همه گونه و
different allsorts
همه گونه های مختلف
various allsorts
همه گونه های متنوع
such allsorts
چنین همه گونه ای
i tried allsort of cookies at the bakery.
من تمام انواع کوکیها را در خبزبیکری آزمودم.
she has allsorts of hobbies.
او تمام انواع سرگرمیها را دارد.
he was like allsort of excited about the news.
او از این خبر خیلی خوشحال بود.
they sell allsorts at the market.
آنها در بازار تمام انواع را فروش میکنند.
i need allsort of supplies for the project.
من برای پروژه تمام انواع تجهیزات لازم دارم.
there are allsorts of books in the library.
در کتابخانه تمام انواع کتابها وجود دارد.
she's been through allsorts lately.
او اخیراً از تمام چیزهایی که ممکن است گذشتهاست.
we saw allsorts of animals at the zoo.
ما در حیاتحیوانی تمام انواع حیوانات را دیدیم.
he collected allsorts of stamps.
او تمام انواع مهرهای را جمعآوری کرد.
the store offers allsort of products.
این فروشگاه تمام انواع محصولات را ارائه میدهد.
allsort of people attended the concert.
تمام انواع افراد به کنسرت حضور یافتند.
allsorts of
همه گونه
allsorts
همه گونه
an allsort
یک نوع همه گونه
allsort mixture
مخلوط همه گونه
chocolate allsorts
همه گونه شکلات
every kind of allsort
هر نوعی از همه گونه
allsorts and
همه گونه و
different allsorts
همه گونه های مختلف
various allsorts
همه گونه های متنوع
such allsorts
چنین همه گونه ای
i tried allsort of cookies at the bakery.
من تمام انواع کوکیها را در خبزبیکری آزمودم.
she has allsorts of hobbies.
او تمام انواع سرگرمیها را دارد.
he was like allsort of excited about the news.
او از این خبر خیلی خوشحال بود.
they sell allsorts at the market.
آنها در بازار تمام انواع را فروش میکنند.
i need allsort of supplies for the project.
من برای پروژه تمام انواع تجهیزات لازم دارم.
there are allsorts of books in the library.
در کتابخانه تمام انواع کتابها وجود دارد.
she's been through allsorts lately.
او اخیراً از تمام چیزهایی که ممکن است گذشتهاست.
we saw allsorts of animals at the zoo.
ما در حیاتحیوانی تمام انواع حیوانات را دیدیم.
he collected allsorts of stamps.
او تمام انواع مهرهای را جمعآوری کرد.
the store offers allsort of products.
این فروشگاه تمام انواع محصولات را ارائه میدهد.
allsort of people attended the concert.
تمام انواع افراد به کنسرت حضور یافتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید