alternations

[ایالات متحده]/ˌɔːltə'neɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɔltɚ'neʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعویض، نوبت، فاصله

عبارات و ترکیب‌ها

alternation of generations

تغییر نسل

جملات نمونه

the alternation of crops

تناوب محصولات

the alternation of day and night

تناوب روز و شب

They show a heteromorphic alternation of generations, the gametophyte eging the dominant generation.

آنها نشان دهنده یک تبادل هترومورفیک نسل‌ها هستند، نسل غالب در حال ظهور گامتوفیت است.

The different interlacement and alternation of all above four kinds of rhythm speeds make daedal narration rhythm.

همپوشانی و تبادل متفاوت تمام چهار نوع سرعت ریتمیک فوق، ریتم روایت داستانی پیچیده‌ای ایجاد می‌کند.

Filter bed should be exposurd as less as possible because alternation of exposure and immersion is disbennifit to the penetrability of filter bed.

بستر فیلتر باید تا حد امکان کمتر در معرض قرار گیرد زیرا تبادل قرار گرفتن در معرض و غوطه ور شدن به نفوذپذیری بستر فیلتر آسیب می رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید