alumbloom

[ایالات متحده]/ælˈuːmˌblʊm/
[بریتانیا]/al-uhm-blohm/

ترجمه

n. نوعی گیاه که به عنوان ریشه آلوم یا ریش پیر نیز شناخته می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

alumbloom festival

جشنواره آلومبلوم

alumbloom spectacle

نمایش آلومبلوم

alumbloom night market

بازار شب آلومبلوم

alumbloom decorations

تزئینات آلومبلوم

alumbloom artistry

هنر آلومبلوم

alumbloom magic

جادوی آلومبلوم

جملات نمونه

the alumbloom was breathtakingly beautiful.

گل آلومبلوم به طرز چشمگیری زیبا بود.

she watched in awe as the alumbloom unfolded.

او با حیرت تماشا کرد که گل آلومبلوم باز می‌شود.

the gardener carefully nurtured the alumbloom to perfection.

باغبانی با دقت گل آلومبلوم را به کمال پرورش داد.

the vibrant alumblooms filled the garden with color.

گل‌های آلومبلوم پر جنب و جوش، باغ را با رنگ پر کردند.

the alumbloom symbolized hope and new beginnings.

گل آلومبلوم نماد امید و شروع‌های جدید بود.

he captured the moment of the alumbloom in a photograph.

او لحظه گل آلومبلوم را در یک عکس ثبت کرد.

the scent of the alumblooms filled the air with sweetness.

عطر گل‌های آلومبلوم هوا را با شیرینی پر کرد.

she arranged a bouquet of alumblooms for her friend's birthday.

او دسته گل از گل‌های آلومبلوم را برای تولد دوستش چید.

the alumbloom was the centerpiece of the wedding ceremony.

گل آلومبلوم نقطه کانونی مراسم عروسی بود.

he admired the delicate petals of the alumbloom.

او به گلبرگ‌های ظریف گل آلومبلوم نگاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید