amass wealth
تکدیل ثروت
amass knowledge
تکدیل دانش
The people amassed for the parade.
مردم برای رژه گرد هم آمدند.
the amassing of an encyclopaedic knowledge of plants.
گردآوری دانش دایره المعارف گیاهان.
He amassed great treasure.
او گنجینه های زیادی جمع آوری کرد.
They have amassed a fortune in just a few years.
آنها در عرض چند سال ثروت زیادی جمع آوری کرده اند.
They amassed huge wealth by plundering the colonies.
آنها با غارت مستعمرات ثروت هنگفتی جمع آوری کردند.
The capitalists amass great wealth by exploiting workers.
سرمایه داران با استثمار کارگران ثروت زیادی جمع آوری می کنند.
he amassed a fortune estimated at close to a million pounds.
او ثروتی به ارزش تخمینی نزدیک به یک میلیون پوند جمع آوری کرد.
the soldiers were amassing from all parts of Spain.
سربازان از تمام نقاط اسپانیا در حال جمع شدن بودند.
amassed a fortune.See Synonyms at gather
یک ثروت جمع کرد. به مترادف ها در جمع نگاه کنید
the king had at his disposal plunder and tribute amassed through warfare.
شاه در اختیار داشت غنیمت و خراج جمع آوری شده از طریق جنگ.
During each war the monopoly capitalists amassed fabulous wealth.
در طول هر جنگ، سرمایه داران انحصاری ثروت فوق العاده ای جمع آوری کردند.
The campers amassed a large pile of branches before starting their fire.
چادرها قبل از روشن کردن آتش خودشان یک دسته بزرگ شاخه جمع کردند.
families who amassed great fortunes in the days before income tax. See also Synonyms at reap
خانواده هایی که قبل از مالیات بر درآمد ثروت زیادی جمع کردند. همچنین به مترادف ها در برداشت نگاه کنید
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید