the brand appointed several famous actors as its new ambassadeurs.
برند چندین بازیگر معروف را به عنوان سفیران جدید خود منصوب کرد.
as ambassadeurs of goodwill, they travel to developing countries.
به عنوان سفیران نیکی، آنها به کشورهای در حال توسعه سفر می کنند.
the luxury fashion house is looking for stylish ambassadeurs.
خانواده مد لوکس در حال جستجوی سفیران با سبک زیبایی است.
ambassadeurs often attend high-profile events to represent the company.
سفیران اغلب به رویدادهای با اهمیت بالا حضور می یابند تا شرکت را نمایندگی کنند.
these ambassadeurs play a crucial role in the global marketing strategy.
این سفیران نقش حیاتی در استراتژی بازاریابی جهانی دارند.
our ambassadeurs for the charity raised millions for the cause.
سفیران خیریه ما میلیون ها دلار برای این بازدها جمع آوری کردند.
young ambassadeurs from the university promoted cultural exchange.
سفیران جوان از دانشگاه به تبادل فرهنگی ترویج دادند.
the hotel chain selected travel bloggers as their digital ambassadeurs.
زنجیره هتل ها وبلاگ نویسان سفر را به عنوان سفیران دیجیتال خود انتخاب کرد.
distinguished ambassadeurs received awards for their dedication.
سفیران ممتاز به دلیل وفاداری خود جوایز دریافت کردند.
effective ambassadeurs embody the core values of the organization.
سفیران مؤثر ارزش های اصلی سازمان را نمایانگر می کنند.
several sports stars serve as ambassadeurs for the watchmaker.
چندین ستاره ورزشی به عنوان سفیران برای ساعت ساز خدمت می کنند.
the brand appointed several famous actors as its new ambassadeurs.
برند چندین بازیگر معروف را به عنوان سفیران جدید خود منصوب کرد.
as ambassadeurs of goodwill, they travel to developing countries.
به عنوان سفیران نیکی، آنها به کشورهای در حال توسعه سفر می کنند.
the luxury fashion house is looking for stylish ambassadeurs.
خانواده مد لوکس در حال جستجوی سفیران با سبک زیبایی است.
ambassadeurs often attend high-profile events to represent the company.
سفیران اغلب به رویدادهای با اهمیت بالا حضور می یابند تا شرکت را نمایندگی کنند.
these ambassadeurs play a crucial role in the global marketing strategy.
این سفیران نقش حیاتی در استراتژی بازاریابی جهانی دارند.
our ambassadeurs for the charity raised millions for the cause.
سفیران خیریه ما میلیون ها دلار برای این بازدها جمع آوری کردند.
young ambassadeurs from the university promoted cultural exchange.
سفیران جوان از دانشگاه به تبادل فرهنگی ترویج دادند.
the hotel chain selected travel bloggers as their digital ambassadeurs.
زنجیره هتل ها وبلاگ نویسان سفر را به عنوان سفیران دیجیتال خود انتخاب کرد.
distinguished ambassadeurs received awards for their dedication.
سفیران ممتاز به دلیل وفاداری خود جوایز دریافت کردند.
effective ambassadeurs embody the core values of the organization.
سفیران مؤثر ارزش های اصلی سازمان را نمایانگر می کنند.
several sports stars serve as ambassadeurs for the watchmaker.
چندین ستاره ورزشی به عنوان سفیران برای ساعت ساز خدمت می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید