consul

[ایالات متحده]/ˈkɒnsl/
[بریتانیا]/ˈkɑːnsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقام رسمی منصوب شده توسط یک دولت برای زندگی در یک شهر خارجی و حفاظت از شهروندان و منافع دولت در آنجا
Word Forms
جمعconsuls

عبارات و ترکیب‌ها

consul general

سفیر

consular services

خدمات کنسولی

general consul

سفیر کل

جملات نمونه

apply to the consul for a visa

برای دریافت ویزا به کنسول درخواست دهید

the American consul at...

سفیر آمریکا در...

His Excellency the Indian Consul General.

اعلی مقام، سرکنسول هند.

A consul's duty is to help his own nationals.

وظیفه یک کنسول کمک به اتباع خود است.

If it shares a creature type with Pyroclast Consul, you may reveal it.

اگر نوع موجودی را با Pyroclast Consul به اشتراک بگذارد، ممکن است آن را آشکار کنید.

At the instance of the senate, Marcus Antoninus, now quaestor, was made consul;

به دستور سنا، مارکوس آنتونیوس، که اکنون مسئول بود، به عنوان کنسول منصوب شد.

He made Verus Antoninus consul after his quaestorship.

او پس از مسئولیت خود، Verus Antoninus را به عنوان کنسول منصوب کرد.

From Oct. 4th to 6th, deputy consul of Brazil, Mr. Galvo, together with his family, visited Gemsy.

از 4 تا 6 اکتبر، معاون کنسول برزیل، آقای Galvo، همراه با خانواده‌اش، از Gemsy بازدید کرد.

While the computer took a few seconds to convert and decode the burst of decaying tachyons, the Consul poured himself a glass of Scotch.

در حالی که کامپیوتر چند ثانیه طول کشید تا انفجار تاکیون‌های در حال زوال را تبدیل و رمزگشایی کند، کنسول یک لیوان اسکاچ برای خود ریخت.

نمونه‌های واقعی

685. The consul's consultant hauled out the assaulter from the vault.

685. مشاور کنسول، مهاجم را از گنجینه بیرون کشید.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Thursday night, officials dispatched one of India's consul generals from Houston.

شب پنجشنبه، مقامات یکی از کنسولهای کل هند را از هیوستون اعزام کردند.

منبع: NPR News March 2017 Compilation

Lithuania says its honorary consul in the rebel-held Ukrainian city of Luhansk has been murdered.

لیتوانی می گوید کنسول افتخاری آنها در شهر لوهانسک اوکراین که در کنترل شورشیان است، به قتل رسیده است.

منبع: BBC Listening Collection August 2014

Each consul basically possessed the same amount of imperium, as the king had possessed.

هر کنسول اساساً به همان میزان قدرت امپراتوری داشت که پادشاه داشت.

منبع: The rise and fall of superpowers.

Uruguay’s consul, Lourdes Bonet, said she felt it was her duty to help with the efforts.

کنسول اروگوئه، لوردس بونِت، گفت احساس وظیفه می کرد که به تلاش ها کمک کند.

منبع: VOA Special September 2016 Collection

This observation furnished the detective food for thought, and meanwhile the consul went away to his office.

این مشاهده، مواد لازم برای تفکر کارآگاه را فراهم کرد و در همین حال، کنسول به دفتر خود رفت.

منبع: Around the World in Eighty Days

" You are Mr. Phileas Fogg" ? said the consul, after reading the passport.

" شما آقای فیلیاس فوگ هستید؟" کنسول پس از خواندن گذرنامه گفت.

منبع: Around the World in Eighty Days

Marius recruited Rome's first client army, when as consul he took over the war against King Jugurtha of Numidia.

ماریوس، اولین ارتش وابسته روم را استخدام کرد، زمانی که به عنوان کنسول، جنگ علیه پادشاه یوگورتا از نومیدیا را به دست گرفت.

منبع: The rise and fall of superpowers.

" But he must go to the consul's in person, so as to establish his identity" .

" اما او باید شخصاً به کنسول برود تا هویت خود را ثابت کند.

منبع: Around the World in Eighty Days

Marius was also elected consul an unprecedented seventh time, but died, fortunately, before he could harm the state further.

ماریوس همچنین برای بار هفتم به طور بی‌سابقهه به عنوان کنسول انتخاب شد، اما خوشبختانه قبل از اینکه بتواند بیشتر به کشور آسیب برساند، درگذشت.

منبع: The rise and fall of superpowers.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید