ambidexterities

[ایالات متحده]/æmˌbɪˈdɛkstrətiːz/
[بریتانیا]/amˌbidɛksˈtrɪtiːz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت چپ‌دست بودن؛ مهارت استثنایی با هر دو دست؛ فریبندگی یا دسیسه؛ دو رو بودن.

جملات نمونه

his ambidexterities were a source of wonder and amusement.

مهارت‌های دوجانبه او منبع شگفتی و سرگرمی بود.

she showcased her ambidexterities during the juggling act.

او مهارت‌های دوجانبه خود را در طول نمایش شعبده‌بازی به نمایش گذاشت.

the artist's ambidexterities allowed him to paint with both hands simultaneously.

مهارت‌های دوجانبه هنرمند به او اجازه داد تا همزمان با هر دو دست نقاشی کند.

ambidexterities are often a sign of exceptional coordination and dexterity.

مهارت‌های دوجانبه اغلب نشانه‌ای از هماهنگی و چابکی فوق‌العاده هستند.

some believe that ambidexterities can enhance creative thinking.

برخی معتقدند که مهارت‌های دوجانبه می‌توانند تفکر خلاقانه را افزایش دهند.

he developed his ambidexterities through years of dedicated practice.

او از طریق سال‌ها تمرین و تلاش، مهارت‌های دوجانبه خود را توسعه داد.

ambidexterity is a rare talent that can be both impressive and useful.

مهارت دوجانبه یک استعداد نادر است که می‌تواند هم چشمگیر و هم مفید باشد.

her ambidexterities made her a formidable opponent in any game requiring hand-eye coordination.

مهارت‌های دوجانبه او باعث شد که در هر بازی که به هماهنگی چشم و دست نیاز دارد، یک حریف سرسخت باشد.

many athletes strive to develop their ambidexterities for increased versatility.

بسیاری از ورزشکاران برای افزایش تطبیق‌پذیری تلاش می‌کنند تا مهارت‌های دوجانبه خود را توسعه دهند.

ambidexterities can be advantageous in various fields, including art, music, and technology.

مهارت‌های دوجانبه می‌توانند در زمینه‌های مختلف از جمله هنر، موسیقی و فناوری مفید باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید