ambitiousness

[ایالات متحده]/æmˈbɪʃəsnɛs/
[بریتانیا]/amˈbɪʃənəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میل یا عزم قوی برای موفقیت; جاه‌طلبی بزرگ.
Word Forms

جملات نمونه

she was praised for her ambitiousness in pursuing her dreams.

او به خاطر بلندپروازی‌اش در دنبال کردن رویاهایش مورد تحسین قرار گرفت.

their ambitiousness led to their success in the business world.

بلندپروازی آنها منجر به موفقیتشان در دنیای کسب و کار شد.

he channeled his ambitiousness into positive action.

او بلندپروازی خود را به اقدام مثبت تبدیل کرد.

ambitiousness is often seen as a positive trait in the workplace.

بلندپروازی اغلب به عنوان یک ویژگی مثبت در محیط کار دیده می شود.

her ambitiousness surprised everyone who knew her.

بلندپروازی او همه کسانی که او را می شناختند، شگفت زده کرد.

their ambitiousness was evident in their bold plans for the future.

بلندپروازی آنها در برنامه های جسورانه آنها برای آینده آشکار بود.

his ambitiousness was a driving force in his life.

بلندپروازی او نیروی محرکه زندگی او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید