her emotional ambivalency toward the new relationship made her hesitant to commit completely.
تکانه عاطفی او نسبت به رابطه جدید او را باعث احتیاط کردن برای پذیرش کامل شد.
the politician's ambivalency about the controversial bill frustrated both supporters and opponents.
تکانه سیاستمدار در مورد پیشنهاد متنازعه باعث ناراحتی هم حامیان و هم مخالفان شد.
many young adults experience a deep ambivalency when choosing between career opportunities and personal passions.
بسیاری از افراد جوان در زمان انتخاب بین فرصتهای شغلی و عشقهای شخصی تکانه عمیقی را تجربه میکنند.
the film's moral ambivalency challenged viewers to question their own ethical boundaries.
تکانه اخلاقی فیلم باعث چالش برای تماشاگران شد تا مرزهای اخلاقی خود را به سوال بکشند.
there's a growing ambivalency among consumers toward brands that claim to be environmentally friendly.
در میان مصرف کنندگان تکانهای افزایش یافته است نسبت به برندهایی که ادعا میکنند محیط زیست دوست هستند.
the novel explores the inherent ambivalency of human nature, showing both compassion and cruelty.
رومان به تکانه ذاتی طبیعت انسانی میپردازد، هم دلزدگی و هم خشونت را نشان میدهد.
her complete ambivalency about the decision left her paralyzed and unable to move forward.
تکانه کامل او در مورد تصمیم باعث شد که او بیاختیار و نتواند به جلو حرکت کند.
the scientist expressed ambivalency regarding the ethical implications of the new technology.
دانشمند تکانهای را در مورد پیامدهای اخلاقی فناوری جدید بیان کرد.
we felt a strange ambivalency during the celebration, unsure whether to feel joy or sorrow.
در طول جشن، ما احساس تکانهای عجیب را داشتیم و نمیدانستیم آیا باید خوشحال یا غمگین باشیم.
the ambivalency in her voice revealed her true feelings about the proposal.
تکانه در صدای او احساس واقعی او در مورد پیشنهاد را آشکار کرد.
modern parenting often involves a sense of ambivalency between protecting children and allowing them independence.
پرورش فرزندان مدرن اغلب شامل احساس تکانهای بین حفظ فرزندان و اجازه دادن به آنها استقلال است.
his ambivalency toward success manifested as self-sabotage whenever opportunities arose.
تکانه او نسبت به موفقیت هر زمان فرصتی پیش آمد به عنوان خود تخریب نشان داد.
the ambivalency surrounding the new policy has created confusion among government employees.
تکانه اطراف سیاست جدید باعث ایجاد ابهام در میان کارمندان دولت شده است.
she struggled with ambivalency over whether to accept the job offer in another city.
او با تکانهای در مورد اینکه آیا پیشنهاد شغلی در شهر دیگر را قبول کند یا نه، کار کرد.
her emotional ambivalency toward the new relationship made her hesitant to commit completely.
تکانه عاطفی او نسبت به رابطه جدید او را باعث احتیاط کردن برای پذیرش کامل شد.
the politician's ambivalency about the controversial bill frustrated both supporters and opponents.
تکانه سیاستمدار در مورد پیشنهاد متنازعه باعث ناراحتی هم حامیان و هم مخالفان شد.
many young adults experience a deep ambivalency when choosing between career opportunities and personal passions.
بسیاری از افراد جوان در زمان انتخاب بین فرصتهای شغلی و عشقهای شخصی تکانه عمیقی را تجربه میکنند.
the film's moral ambivalency challenged viewers to question their own ethical boundaries.
تکانه اخلاقی فیلم باعث چالش برای تماشاگران شد تا مرزهای اخلاقی خود را به سوال بکشند.
there's a growing ambivalency among consumers toward brands that claim to be environmentally friendly.
در میان مصرف کنندگان تکانهای افزایش یافته است نسبت به برندهایی که ادعا میکنند محیط زیست دوست هستند.
the novel explores the inherent ambivalency of human nature, showing both compassion and cruelty.
رومان به تکانه ذاتی طبیعت انسانی میپردازد، هم دلزدگی و هم خشونت را نشان میدهد.
her complete ambivalency about the decision left her paralyzed and unable to move forward.
تکانه کامل او در مورد تصمیم باعث شد که او بیاختیار و نتواند به جلو حرکت کند.
the scientist expressed ambivalency regarding the ethical implications of the new technology.
دانشمند تکانهای را در مورد پیامدهای اخلاقی فناوری جدید بیان کرد.
we felt a strange ambivalency during the celebration, unsure whether to feel joy or sorrow.
در طول جشن، ما احساس تکانهای عجیب را داشتیم و نمیدانستیم آیا باید خوشحال یا غمگین باشیم.
the ambivalency in her voice revealed her true feelings about the proposal.
تکانه در صدای او احساس واقعی او در مورد پیشنهاد را آشکار کرد.
modern parenting often involves a sense of ambivalency between protecting children and allowing them independence.
پرورش فرزندان مدرن اغلب شامل احساس تکانهای بین حفظ فرزندان و اجازه دادن به آنها استقلال است.
his ambivalency toward success manifested as self-sabotage whenever opportunities arose.
تکانه او نسبت به موفقیت هر زمان فرصتی پیش آمد به عنوان خود تخریب نشان داد.
the ambivalency surrounding the new policy has created confusion among government employees.
تکانه اطراف سیاست جدید باعث ایجاد ابهام در میان کارمندان دولت شده است.
she struggled with ambivalency over whether to accept the job offer in another city.
او با تکانهای در مورد اینکه آیا پیشنهاد شغلی در شهر دیگر را قبول کند یا نه، کار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید