amicabilities

[ایالات متحده]/əˈmɪkəˌbɪlɪtiz/
[بریتانیا]/əˈmɪkəˌbɪlət̬ɪz/

ترجمه

n. کیفیت دوستانه بودن یا داشتن روابط خوب با دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

cultivate amicabilities

پرورش دادن صمیمیت

strengthen amicabilities

تقویت صمیمیت

جملات نمونه

the two countries fostered strong amicabilities through cultural exchange.

دو کشور از طریق تبادل فرهنگی، روابط دوستانه قوی را تقویت کردند.

their amicabilities helped them overcome many challenges together.

روابط دوستانه آنها به آنها کمک کرد تا بر بسیاری از چالش ها با هم غلبه کنند.

the treaty aimed to strengthen amicabilities between the warring nations.

معاهده با هدف تقویت روابط دوستانه بین ملت های در جنگ بود.

diplomatic efforts are crucial for promoting amicabilities between countries.

تلاش های دیپلماتیک برای ترویج روابط دوستانه بین کشورها بسیار مهم است.

mutual respect is the foundation of lasting amicabilities.

احترام متقابل، اساس روابط دوستانه پایدار است.

amicabilities can bridge cultural divides and foster understanding.

روابط دوستانه می تواند شکاف های فرهنگی را پر کند و درک را تقویت کند.

she emphasized the importance of amicabilities in her speech.

او در سخنان خود بر اهمیت روابط دوستانه تاکید کرد.

the two leaders sought to build strong amicabilities during their meeting.

رهبران دو کشور در دیدار خود به دنبال ایجاد روابط دوستانه قوی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید