amoras

[ایالات متحده]/ˈæmɔːrə/
[بریتانیا]/uh-MOR-uh/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دانشمند یهودی از قانون ربانی که تلمود، مجموعه‌ای از قانون شفاهی یهودی، را جمع‌آوری کرد.

جملات نمونه

amora is known for her beautiful voice.

امورا به خاطر صدای زیبایش شناخته شده است.

the amora necklace was a gift from her grandfather.

گردنبند امورا هدیه‌ای از پدربزرگش بود.

amora's performance captivated the audience.

اجای امورا مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the amora flower has a delicate fragrance.

گل امورا دارای عطر لطیفی است.

amora is a talented musician and singer.

امورا یک نوازنده و خواننده بااستعداد است.

the amora jewelry store had a grand opening.

فروشگاه جواهرات امورا با شکوهی افتتاح شد.

amora's art reflects her deep emotions.

هنر امورا بازتاب احساسات عمیق او است.

the amora festival is a celebration of music and dance.

جشنواره امورا جشن موسیقی و رقص است.

amora's paintings are known for their vibrant colors.

تابلوهای نقاشی امورا به خاطر رنگ‌های زنده خود مشهور هستند.

the amora dress was a stunning creation.

لباس امورا یک اثر خیره‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید