amorphism

[ایالات متحده]/əˈmɔːrfɪzm/
[بریتانیا]/ˌæmərˈfɪzəm/

ترجمه

n. وضعیت بی‌شکل بودن؛ فقدان شکل یا ساختار مشخص؛ حالت غیرکریستالی ماده

عبارات و ترکیب‌ها

amorphism in crystallography

ناهمگنی در کریستالوگرافی

amorphism vs. crystallinity

ناهمگنی در مقابل کریستالینیتی

جملات نمونه

the concept of amorphism challenges traditional notions of form and structure.

مفهوم بی‌شکل‌بودگی، باورهای سنتی در مورد شکل و ساختار را به چالش می‌کشد.

amorphism is a key concept in understanding fluid dynamics.

بی‌شکل‌بودگی یک مفهوم کلیدی در درک دینامیک سیالات است.

the artist's work explored the amorphism of organic shapes.

آثار هنرمند، بی‌شکل‌بودگی اشکال آلی را بررسی کرد.

amorphism can be seen in the constantly shifting patterns of a sand dune.

می‌توان بی‌شکل‌بودگی را در الگوهای به طور مداوم در حال تغییر یک تپه ماسه‌ای مشاهده کرد.

the geological study revealed the amorphism of ancient rock formations.

مطالعه زمین‌شناسی بی‌شکل‌بودگی سازندهای صخره‌ای باستانی را نشان داد.

amorphism allows for a more flexible and adaptable design approach.

بی‌شکل‌بودگی به یک رویکرد طراحی انعطاف‌پذیرتر و سازگارتر اجازه می‌دهد.

the software's amorphism enables it to handle complex data structures.

بی‌شکل‌بودگی نرم‌افزار به آن اجازه می‌دهد تا ساختارهای داده پیچیده را مدیریت کند.

understanding amorphism is crucial for comprehending the fluidity of life.

درک بی‌شکل‌بودگی برای درک سیالیت زندگی بسیار مهم است.

amorphism challenges us to think beyond rigid categories and fixed forms.

بی‌شکل‌بودگی ما را به تفکر فراتر از دسته‌بندی‌های سفت و سخت و اشکال ثابت به چالش می‌کشد.

the study of amorphism opens up new possibilities for creative expression.

مطالعه بی‌شکل‌بودگی دریچه‌های جدیدی به سوی بیان خلاقانه می‌گشاید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید