| زمان گذشته | amortized |
| قسمت سوم فعل | amortized |
| صفت یا فعل حال استمراری | amortizing |
| شکل سوم شخص مفرد | amortizes |
amortize debt
بازپرداخت بدهی
amortize expenses
کاهش هزینه ها
amortized loan
وام بازپرداخت شده
amortize over time
در طول زمان بازپرداخت
amortize an asset
بازپرداخت یک دارایی
the company plans to amortize the loan over 10 years.
شرکت قصد دارد وام را در طول 10 سال استهلاک کند.
we will amortize the cost of the equipment over its useful life.
ما هزینه تجهیزات را در طول عمر مفید آن استهلاک خواهیم کرد.
the software license fees are amortized annually.
هزینه های مجوز نرم افزار به صورت سالانه استهلاک می شوند.
amortizing the debt will reduce monthly payments.
استهلاک بدهی باعث کاهش پرداخت های ماهانه می شود.
the bond's value is amortized over time.
ارزش اوراق قرضه با گذشت زمان استهلاک می شود.
amortize debt
بازپرداخت بدهی
amortize expenses
کاهش هزینه ها
amortized loan
وام بازپرداخت شده
amortize over time
در طول زمان بازپرداخت
amortize an asset
بازپرداخت یک دارایی
the company plans to amortize the loan over 10 years.
شرکت قصد دارد وام را در طول 10 سال استهلاک کند.
we will amortize the cost of the equipment over its useful life.
ما هزینه تجهیزات را در طول عمر مفید آن استهلاک خواهیم کرد.
the software license fees are amortized annually.
هزینه های مجوز نرم افزار به صورت سالانه استهلاک می شوند.
amortizing the debt will reduce monthly payments.
استهلاک بدهی باعث کاهش پرداخت های ماهانه می شود.
the bond's value is amortized over time.
ارزش اوراق قرضه با گذشت زمان استهلاک می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید