amplifies

[ایالات متحده]/æmˈplɪfaɪz/
[بریتانیا]/amˈplifʌɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بزرگتر یا قوی تر می کند؛ به چیزی جزئیات بیشتری می دهد

عبارات و ترکیب‌ها

amplifies the problem

مشکل را تشدید می‌کند

amplifies his message

پیام او را تقویت می‌کند

amplifies the impact

تاثیر را افزایش می‌دهد

amplifies existing tensions

کشیدگی‌های موجود را تشدید می‌کند

amplifies the benefits

مزایا را افزایش می‌دهد

amplifies diversity

تنوع را تقویت می‌کند

amplifies the discussion

بحث را تقویت می‌کند

amplifies our understanding

درک ما را افزایش می‌دهد

amplifies her authority

قدرت او را افزایش می‌دهد

amplifies the signal

سیگنال را تقویت می‌کند

جملات نمونه

the new technology amplifies our ability to communicate.

فناوری جدید توانایی ما در برقراری ارتباط را تقویت می‌کند.

his passion for music amplifies his performance.

اشتیاق او به موسیقی عملکرد او را تقویت می‌کند.

good lighting amplifies the beauty of the artwork.

نورپردازی خوب زیبایی اثر هنری را تقویت می‌کند.

the telescope amplifies distant objects.

تلسکوپ اجسام دوردست را تقویت می‌کند.

social media amplifies public opinion.

شبکه‌های اجتماعی، نظر عمومی را تقویت می‌کنند.

stress amplifies negative emotions.

استرس، احساسات منفی را تقویت می‌کند.

the use of color amplifies the emotional impact of the painting.

استفاده از رنگ، تاثیر احساسی نقاشی را تقویت می‌کند.

his confidence amplifies his success.

اعتماد به نفس او، موفقیت او را تقویت می‌کند.

the news amplifies the fear of a global pandemic.

اخبار، ترس از یک همه‌گیری جهانی را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید