amplifying speaker
گوی تقویتکننده
amplifying effect
تاثیر تقویتکننده
amplifying signal
سیگنال تقویتکننده
amplifying sound
صوت تقویتکننده
amplifying evidence
شواهد تقویتکننده
amplifying details
جزئیات تقویتکننده
amplifying experience
تجربه تقویتکننده
amplifying impact
تأثیر تقویتکننده
amplifying voice
صوت تقویتکننده
amplifying technology
فناوری تقویتکننده
the microphone was amplifying his voice, making it easier to hear.
میکروفن صدای او را تقویت میکرد و باعث آسانتر شدن شنیدن آن میشد.
the news report was amplifying the concerns about climate change.
گزارش خبری نگرانیهای مربوط به تغییرات اقلیمی را تقویت میکرد.
social media can amplify misinformation and spread it quickly.
شبکههای اجتماعی میتوانند اطلاعات نادرست را تقویت و به سرعت پخش کنند.
the positive feedback was amplifying her confidence in the project.
پاسخهای مثبت باعث تقویت اعتماد او به پروژه میشد.
the marketing campaign aimed at amplifying brand awareness.
کمپین بازاریابی به منظور تقویت آگاهی از برند انجام شد.
the speaker used anecdotes to amplifying the emotional impact of his message.
گوینده از داستانهای کوتاه برای تقویت تأثیر عاطفی پیام خود استفاده کرد.
the government is amplifying its efforts to promote renewable energy.
دولت تلاشهای خود را برای ترویج انرژیهای تجدیدپذیر تقویت میکند.
the study found that stress can amplify feelings of anxiety.
مطالعه نشان داد که استرس میتواند احساسات نگرانی را تقویت کند.
the company is amplifying its presence in the international market.
شرکت حضور خود را در بازار بینالمللی تقویت میکند.
the algorithm is amplifying content based on user preferences.
الگوریتم محتوایی را بر اساس ترجیحات کاربر تقویت میکند.
the new technology is amplifying the capabilities of the research team.
فناوری جدید تواناییهای تیم تحقیق را تقویت میکند.
amplifying speaker
گوی تقویتکننده
amplifying effect
تاثیر تقویتکننده
amplifying signal
سیگنال تقویتکننده
amplifying sound
صوت تقویتکننده
amplifying evidence
شواهد تقویتکننده
amplifying details
جزئیات تقویتکننده
amplifying experience
تجربه تقویتکننده
amplifying impact
تأثیر تقویتکننده
amplifying voice
صوت تقویتکننده
amplifying technology
فناوری تقویتکننده
the microphone was amplifying his voice, making it easier to hear.
میکروفن صدای او را تقویت میکرد و باعث آسانتر شدن شنیدن آن میشد.
the news report was amplifying the concerns about climate change.
گزارش خبری نگرانیهای مربوط به تغییرات اقلیمی را تقویت میکرد.
social media can amplify misinformation and spread it quickly.
شبکههای اجتماعی میتوانند اطلاعات نادرست را تقویت و به سرعت پخش کنند.
the positive feedback was amplifying her confidence in the project.
پاسخهای مثبت باعث تقویت اعتماد او به پروژه میشد.
the marketing campaign aimed at amplifying brand awareness.
کمپین بازاریابی به منظور تقویت آگاهی از برند انجام شد.
the speaker used anecdotes to amplifying the emotional impact of his message.
گوینده از داستانهای کوتاه برای تقویت تأثیر عاطفی پیام خود استفاده کرد.
the government is amplifying its efforts to promote renewable energy.
دولت تلاشهای خود را برای ترویج انرژیهای تجدیدپذیر تقویت میکند.
the study found that stress can amplify feelings of anxiety.
مطالعه نشان داد که استرس میتواند احساسات نگرانی را تقویت کند.
the company is amplifying its presence in the international market.
شرکت حضور خود را در بازار بینالمللی تقویت میکند.
the algorithm is amplifying content based on user preferences.
الگوریتم محتوایی را بر اساس ترجیحات کاربر تقویت میکند.
the new technology is amplifying the capabilities of the research team.
فناوری جدید تواناییهای تیم تحقیق را تقویت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید