the comedian's amusing story made everyone laugh.
داستان مضحک کomedian باعث شد که همه خندهاند.
it is amusing to watch the kittens play with a ball of yarn.
به نظر میرسد دیدن گربههای کوچک با یک توپ نخ مضحک است.
we found the street performer's tricks highly amusing.
ما فریبهای اجرای خیابانی را بسیار مضحک یافتیم.
she has an amusing habit of talking to her plants.
او عادت مضحکی دارد که با گیاهانش صحبت میکند.
the teacher tried to make the lesson more amusing for the students.
معلم سعی کرد تا درس را برای دانشآموزان مضحکتر کند.
his amusing anecdote broke the ice at the party.
داستان مضحک او در جشن ترک خاک را شکست.
i read an amusing article about robot pets this morning.
امروز صبح من یک مقاله مضحک درباره حیوانات خانوادگی رباتی را خواندم.
the situation was awkward rather than amusing.
وضعیت دشوار بود، نه مضحک.
the children invented an amusing game to pass the time.
کودکان یک بازی مضحک را اختراع کردند تا وقت را بگذرانند.
it can be amusing to observe people in a busy market.
میتواند مضحک باشد که افراد را در بازاری پر فعالیت مشاهده کنید.
he gave an amusing account of his travel mishaps.
او یک گزارش مضحک از اشتباهات سفر خود ارائه داد.
the movie was lighthearted and amusing, perfect for a friday night.
فیلم سبک و مضحک بود، کاملاً مناسب برای یک شب جمعه.
the comedian's amusing story made everyone laugh.
داستان مضحک کomedian باعث شد که همه خندهاند.
it is amusing to watch the kittens play with a ball of yarn.
به نظر میرسد دیدن گربههای کوچک با یک توپ نخ مضحک است.
we found the street performer's tricks highly amusing.
ما فریبهای اجرای خیابانی را بسیار مضحک یافتیم.
she has an amusing habit of talking to her plants.
او عادت مضحکی دارد که با گیاهانش صحبت میکند.
the teacher tried to make the lesson more amusing for the students.
معلم سعی کرد تا درس را برای دانشآموزان مضحکتر کند.
his amusing anecdote broke the ice at the party.
داستان مضحک او در جشن ترک خاک را شکست.
i read an amusing article about robot pets this morning.
امروز صبح من یک مقاله مضحک درباره حیوانات خانوادگی رباتی را خواندم.
the situation was awkward rather than amusing.
وضعیت دشوار بود، نه مضحک.
the children invented an amusing game to pass the time.
کودکان یک بازی مضحک را اختراع کردند تا وقت را بگذرانند.
it can be amusing to observe people in a busy market.
میتواند مضحک باشد که افراد را در بازاری پر فعالیت مشاهده کنید.
he gave an amusing account of his travel mishaps.
او یک گزارش مضحک از اشتباهات سفر خود ارائه داد.
the movie was lighthearted and amusing, perfect for a friday night.
فیلم سبک و مضحک بود، کاملاً مناسب برای یک شب جمعه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید