anadromous

[ایالات متحده]/ˌænəˈdrɒm.əs/
[بریتانیا]/ˌæ-nə-ˈdrō-məs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ماهی‌هایی که در اقیانوس زندگی می‌کنند اما برای تخم‌گذاری به رودخانه‌های آب شیرین مهاجرت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

anadromous fish

ماهی‌های مهاجر

anadromous species

گونه‌های مهاجر

anadromous life cycle

چرخه زندگی مهاجر

study anadromous populations

مطالعه جمعیت‌های مهاجر

anadromous migration patterns

الگوهای مهاجرت مهاجر

anadromous salmonids

سالمونیدهای مهاجر

anadromous ecosystem services

خدمات اکوسیستمی مهاجر

جملات نمونه

the salmon is an anadromous fish.

ماهی سالمون یک ماهی مهاجر است.

anadromous species often face challenges during migration.

گونه‌های مهاجر اغلب در طول مهاجرت با چالش‌هایی روبرو هستند.

understanding anadromous fish behavior is crucial for conservation efforts.

درک رفتار ماهی‌های مهاجر برای تلاش‌های حفاظتی بسیار مهم است.

many rivers support populations of anadromous species.

رودخانه‌های بسیاری از جمعیت گونه‌های مهاجر پشتیبانی می‌کنند.

the life cycle of an anadromous fish is complex and fascinating.

چرخه زندگی یک ماهی مهاجر پیچیده و جذاب است.

anadromous species play a vital role in aquatic ecosystems.

گونه‌های مهاجر نقش حیوی در اکوسیستم‌های آبزی ایفا می‌کنند.

scientists are studying the impact of climate change on anadromous fish.

دانشمندان در حال بررسی تأثیر تغییرات آب و هوایی بر ماهی‌های مهاجر هستند.

the river provides a critical habitat for anadromous species.

رودخانه زیستگاه حیاتی برای گونه‌های مهاجر فراهم می‌کند.

anadromous fish are known for their remarkable journeys.

ماهی‌های مهاجر به دلیل سفرهای خارق‌العاده خود شناخته می‌شوند.

conservation efforts aim to protect anadromous species and their habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از گونه‌های مهاجر و زیستگاه‌های آنها هدف گذاری شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید