upstream-swimming

[ایالات متحده]/[ʌpˈstriːm ˈswɪmɪŋ]/
[بریتانیا]/[ʌpˈstriːm ˈswɪmɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شنا در برابر جریان رودخانه یا جریان آب؛ یک موقعیت یا شرایط دشوار یا چالش برانگیز؛ یک مبارزه در برابر نابлагات.
v. شنا در برابر جریان رودخانه یا جریان آب؛ مبارزه در برابر دشواری یا مقاومت.
adj. مربوط به یا رخ دادن در جهت مخالف جریان رودخانه یا جریان آب.

عبارات و ترکیب‌ها

upstream-swimming against

مقابله با جریان بالا

upstream-swimming effort

تلاش برای جریان بالا

upstream-swimming challenge

چالش جریان بالا

upstream-swimming technique

فن جریان بالا

upstream-swimming slowly

جریان بالا به آرامی

upstream-swimming now

جریان بالا در حال حاضر

upstream-swimming life

زندگی جریان بالا

upstream-swimming path

مسیر جریان بالا

upstream-swimming constantly

جریان بالا به طور مداوم

upstream-swimming experience

تجربه جریان بالا

جملات نمونه

the salmon face an upstream-swimming challenge to reach their spawning grounds.

سالمون با چالشی مواجه می‌شوند که علیه جریان به زمینه تولید مثل خود می‌روند.

he felt like he was upstream-swimming against a tide of bureaucracy.

او احساس می‌کرد که علیه جریانی از بوروکراسی در حال پیشروی است.

starting a new business can feel like upstream-swimming in a competitive market.

شروع یک کسب و کار جدید می‌تواند مانند پیشروی علیه جریان در بازار رقابتی باشد.

despite the odds, she continued upstream-swimming towards her career goals.

با وجود احتمالات علیه، او به سمت اهداف شغلی خود پیشروی کرد.

the project required a lot of upstream-swimming to secure funding and resources.

این پروژه نیاز به مقدار زیادی از پیشروی علیه جریان برای امنیت مالی و منابع داشت.

it was an upstream-swimming battle to get the new policy approved.

این یک نبرد پیشروی علیه جریان برای تأیید سیاست جدید بود.

their research involved a significant amount of upstream-swimming to gather data.

پژوهش‌های آن‌ها شامل مقدار زیادی از پیشروی علیه جریان برای جمع‌آوری داده‌ها بود.

the team was constantly upstream-swimming to overcome technical difficulties.

تیم به طور مداوم علیه جریان پیش می‌رفت تا مشکلات فنی را غلبه کند.

she knew it would be an upstream-swimming process to change the company culture.

او می‌دانست که تغییر فرهنگ شرکت فرآیندی پیشروی علیه جریان خواهد بود.

he described his career as a constant upstream-swimming against expectations.

او شغل خود را به عنوان یک پیشروی مداوم علیه جریان در برابر انتظارات توصیف کرد.

the activist engaged in upstream-swimming to raise awareness about the issue.

فعال فعالیت‌هایی را انجام داد که علیه جریان برای افزایش آگاهی در مورد این مسئله انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید