spawning

[ایالات متحده]/'spɔ:niŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاشت بذرها، گذاشتن تخم‌ها؛ تولید در مقادیر زیاد
n. گذاشتن تخم‌ها؛ تکثیر.

عبارات و ترکیب‌ها

fish spawning

تولید مثل ماهی

oyster spawning

تولید مثل صدف

spawning ground

محل تخم‌ریزی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید