| شکل سوم شخص مفرد | anagrammatizes |
| صفت یا فعل حال استمراری | anagrammatizing |
| زمان گذشته | anagrammatized |
| قسمت سوم فعل | anagrammatized |
anagrammatize a word
واجواژهسازی یک کلمه
the artist anagrammatized words to create abstract sculptures.
هنرمند کلمات را به منظور ساختن مجسمههای انتزاعی، آنگرام کرد.
she tried to anagrammatize her name into a more unique form.
او سعی کرد نام خود را به شکلی منحصر به فردتر آنگرام کند.
the puzzle challenged me to anagrammatize the scrambled letters.
این پازل مرا به چالش کشید تا حروف بهم ریخته را آنگرام کنم.
he anagrammatized a phrase from his favorite book into a secret message.
او یک عبارت از کتاب مورد علاقه خود را به یک پیام مخفی آنگرام کرد.
anagrammatizing words can be a fun way to exercise your brain.
آنگرام کردن کلمات میتواند راهی سرگرمکننده برای تقویت مغز باشد.
the code was designed to be anagrammatized, revealing a hidden message.
کد به گونهای طراحی شده بود که آنگرام شود و یک پیام مخفی را آشکار کند.
she loved playing word games that involved anagrammatizing words.
او عاشق بازی با کلمات بود که شامل آنگرام کردن کلمات میشد.
the detective tried to anagrammatize the suspect's initials to find a clue.
مامور پلیس سعی کرد نامهای اولیه مظنون را آنگرام کند تا سرنخی پیدا کند.
anagrammatizing names can be a creative way to personalize gifts.
آنگرام کردن نامها میتواند راهی خلاقانه برای شخصیسازی هدایا باشد.
the magician anagrammatized the word "illusion" into something else entirely.
یک شعبدهباز کلمه «توهم» را به چیزی کاملاً متفاوت آنگرام کرد.
anagrammatize a word
واجواژهسازی یک کلمه
the artist anagrammatized words to create abstract sculptures.
هنرمند کلمات را به منظور ساختن مجسمههای انتزاعی، آنگرام کرد.
she tried to anagrammatize her name into a more unique form.
او سعی کرد نام خود را به شکلی منحصر به فردتر آنگرام کند.
the puzzle challenged me to anagrammatize the scrambled letters.
این پازل مرا به چالش کشید تا حروف بهم ریخته را آنگرام کنم.
he anagrammatized a phrase from his favorite book into a secret message.
او یک عبارت از کتاب مورد علاقه خود را به یک پیام مخفی آنگرام کرد.
anagrammatizing words can be a fun way to exercise your brain.
آنگرام کردن کلمات میتواند راهی سرگرمکننده برای تقویت مغز باشد.
the code was designed to be anagrammatized, revealing a hidden message.
کد به گونهای طراحی شده بود که آنگرام شود و یک پیام مخفی را آشکار کند.
she loved playing word games that involved anagrammatizing words.
او عاشق بازی با کلمات بود که شامل آنگرام کردن کلمات میشد.
the detective tried to anagrammatize the suspect's initials to find a clue.
مامور پلیس سعی کرد نامهای اولیه مظنون را آنگرام کند تا سرنخی پیدا کند.
anagrammatizing names can be a creative way to personalize gifts.
آنگرام کردن نامها میتواند راهی خلاقانه برای شخصیسازی هدایا باشد.
the magician anagrammatized the word "illusion" into something else entirely.
یک شعبدهباز کلمه «توهم» را به چیزی کاملاً متفاوت آنگرام کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید