anaximeness

[ایالات متحده]/ænæk'simə,ni:z/
[بریتانیا]/[ænˈæksɪməˌnis]/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت شبیه به آناکسیمنس؛ دیدگاه‌ها و نظریه‌های فلسفی او.

عبارات و ترکیب‌ها

embracing anaximeness

پذیرش آناکسیمنس

anaximeness in action

آناکسیمنس در عمل

achieving anaximeness

رسیدن به آناکسیمنس

cultivating anaximeness

پرورش آناکسیمنس

anaximeness in philosophy

آناکسیمنس در فلسفه

جملات نمونه

the concept of anaximeness is difficult to grasp.

درک مفهوم أناکسیمنس دشوار است.

he sought anaximeness in his art, rejecting rigid structures.

او أناکسیمنس را در هنر خود جستجو کرد و ساختارهای سفت و سخت را رد کرد.

the artist embraced anaximeness, allowing the work to evolve organically.

هنرمند أناکسیمنس را پذیرفت و اجازه داد اثر هنری به طور ارگانیک تکامل یابد.

her philosophy centered on the anaximeness of existence.

فلسفه او بر أناکسیمنس وجود متمرکز بود.

the music lacked structure, embracing a sense of anaximeness.

موسیقی فاقد ساختار بود و حس أناکسیمنس را در آغوش گرفت.

he found peace in the anaximeness of nature.

او در أناکسیمنس طبیعت آرامش یافت.

the dance performance was characterized by its fluid, anaximeness.

اجرای رقص با سیالیت و أناکسیمنس آن مشخص می‌شد.

her writing style embraced anaximeness, leaving room for interpretation.

سبک نویسندگی او أناکسیمنس را در آغوش گرفت و فضایی برای تفسیر باقی گذاشت.

the philosopher argued that true knowledge lies in embracing the anaximeness of reality.

فيلسوف استدلال کرد که دانش واقعی در پذیرش أناکسیمنس واقعیت نهفته است.

his approach to problem-solving was characterized by its anaximeness, exploring multiple possibilities.

رویکرد او به حل مسئله با أناکسیمنس مشخص می‌شد و امکانات متعددی را بررسی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید