anchoresses

[ایالات متحده]/ˈæŋkəˌrɛs/
[بریتانیا]/ˈænˌkərɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که زندگی انزواگرایانه مذهبی را می‌گذراند، معمولاً در یک صومعه یا دیر.

عبارات و ترکیب‌ها

anchoress's life

زندگی گوشه‌گیر

become an anchoress

گوشه‌گیر شدن

anchoress's cell

اتاق گوشه‌گیر

ancient anchoresses

گوشه‌گیران باستانی

the anchoress's vow

عهد گوشه‌گیر

anchoresses in history

گوشه‌گیران در تاریخ

the anchoress's story

داستان گوشه‌گیر

a solitary anchoress

گوشه‌گیر گوشه‌گیر

an anchoress's prayer

نماز گوشه‌گیر

جملات نمونه

the anchoress lived a solitary life.

راهبه گوشه‌گیر زندگی منزوی‌ای داشت.

she was known as a wise and devout anchoress.

او به عنوان یک راهبه خردمند و خداپرست شناخته می‌شد.

the anchoress spent her days in prayer and contemplation.

راهبه روزهای خود را در نماز و تفکر سپری می‌کرد.

her cell was a simple abode for an anchoress.

سلول او یک محل سکونت ساده برای یک راهبه بود.

the anchoress sought solace in her religious vows.

راهبه در تعهدات مذهبی خود آرامش می‌جست.

she devoted her life to serving god as an anchoress.

او زندگی خود را وقف خدمت به خدا به عنوان یک راهبه کرد.

the anchoress was a respected figure in the community.

راهبه شخصیتی مورد احترام در جامعه بود.

her wisdom and piety inspired many as an anchoress.

خرد و تقوای او الهام بخش بسیاری به عنوان یک راهبه بود.

she found peace and purpose as an anchoress.

او به عنوان یک راهبه صلح و هدف یافت.

the anchoress lived a life of austerity and devotion.

راهبه زندگی‌ای با قناعت و تعهد سپری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید