teenage angsts
اضطرابهای نوجوانی
existential angsts
اضطرابهای اگزیستانسیال
career angsts
اضطرابهای شغلی
social angsts
اضطرابهای اجتماعی
relationship angsts
اضطرابهای رابطهای
literary angsts
اضطرابهای ادبی
artistic angsts
اضطرابهای هنری
financial angsts
اضطرابهای مالی
political angsts
اضطرابهای سیاسی
his angsts about the future kept him awake at night.
نگرانیهای او درباره آینده باعث میشد شبها نمیتوانست بخوابد.
she tried to ignore her angsts and focus on the task at hand.
او سعی کرد نگرانههایش را نادیده بگیرد و بر روی کاری که در دست داشت تمرکز کند.
the artist's angsts were evident in his dark and brooding paintings.
نگرانیهای هنرمند در نقاشیهای تاریک و تأملبرانگیز او آشکار بود.
he confided his angsts to his closest friend, seeking comfort and advice.
او نگرانیهایش را با نزدیکترین دوست خود در میان گذاشت و به دنبال آرامش و مشاوره بود.
her teenage years were filled with angsts and uncertainties about her identity.
سالهای نوجوانی او با نگرانیها و عدم اطمینان در مورد هویتش پر شده بود.
the novel explores the angsts of modern life in a poignant and insightful way.
این رمان به شیوهای دلخراش و روشنگرانه، نگرانیهای زندگی مدرن را بررسی میکند.
he channeled his angsts into writing poetry, finding solace in expressing his emotions.
او نگرانیهایش را به نوشتن شعر هدایت کرد و آرامش را در بیان احساسات خود یافت.
the therapist helped him understand and manage his angsts through cognitive behavioral therapy.
درمانگر به او کمک کرد تا با استفاده از درمان شناختی رفتاری، نگرانیهایش را درک و مدیریت کند.
his angsts about the presentation were evident in his nervous gestures and shaky voice.
نگرانیهای او درباره ارائه در حرکات عصبی و صدای لرزانش آشکار بود.
she learned to cope with her angsts by practicing mindfulness and meditation.
او یاد گرفت با تمرین ذهنآگاهی و مدیتیشن با نگرانیهایش کنار بیاید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید