animalizes

[ایالات متحده]/ænɪməlaɪz/
[بریتانیا]/əˈnɪməˌlaɪz/

ترجمه

v باعث شدن که کسی یا چیزی به شیوه‌ای بیشتر حیوانی رفتار کند.

عبارات و ترکیب‌ها

animalize the competition

رقابت را حیوانی کنید

animalize oneself/one's behavior

خود/رفتار خود را حیوانی کنید

animalize a situation

یک موقعیت را حیوانی کنید

animalize the discourse

گفتمان را حیوانی کنید

animalize a concept

یک مفهوم را حیوانی کنید

stop animalizing people

دیگر مردم را حیوانی نکنید

animalize someone's behavior

رفتار کسی را حیوانی کنید

animalizing influences

تاثیرات حیوانی کننده

animalize the debate

بحث را حیوانی کنید

animalize one's instincts

غریزه های خود را حیوانی کنید

animalizing art

هنر حیوانی کننده

جملات نمونه

the media tends to animalize political opponents.

رسانه ها معمولاً مخالفان سیاسی را حیوانی می کنند.

his boss tried to animalize the competition, making it seem like a primal struggle.

رئیسش سعی کرد رقابت را حیوانی کند و آن را به نظر یک مبارزه غریزی نشان دهد.

don't let fear animalize your decisions.

اجازه ندهید ترس تصمیمات شما را حیوانی کند.

the use of animal imagery can be effective in advertising, but it risks animalizing the product.

استفاده از تصاویر حیوانی می تواند در تبلیغات موثر باشد، اما خطر حیوانی کردن محصول را به همراه دارد.

social media often animalizes complex issues, reducing them to simplistic binaries.

شبکه های اجتماعی اغلب مسائل پیچیده را حیوانی می کنند و آنها را به باینری های ساده تقلیل می دهند.

he felt his anger animalize him, making him lash out at his colleagues.

او احساس کرد خشمش او را حیوانی می کند و باعث می شود با همکارانش برخورد کند.

the novel explores the dangers of animalizing human relationships, reducing them to base instincts.

این رمان خطرات حیوانی کردن روابط انسانی را بررسی می کند و آنها را به غرایز پایه تقلیل می دهد.

critics argue that reality tv shows often animalize participants, exploiting their vulnerabilities for entertainment.

منتقدان استدلال می کنند که برنامه های تلویزیونی واقعیت اغلب شرکت کنندگان را حیوانی می کنند و از آسیب پذیری آنها برای سرگرمی بهره برداری می کنند.

she tried to avoid animalizing the debate, keeping it focused on reasoned arguments and evidence.

او سعی کرد از حیوانی کردن بحث اجتناب کند و آن را متمرکز بر استدلال های منطقی و شواهد نگه دارد.

the film's use of cgi to depict animals was criticized for animalizing human characters, making them appear less realistic.

استفاده از CGI در فیلم برای به تصویر کشیدن حیوانات به دلیل حیوانی کردن شخصیت های انسانی مورد انتقاد قرار گرفت و باعث شد که آنها کمتر واقعی به نظر برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید