animatronic

[ایالات متحده]/ˌænɪməˈtrɒnɪk/
[بریتانیا]/ˌænɪməˈtrɑːnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا نام‌گذاری کننده یک دستگاه مکانیکی که با استفاده از الکترونیک و روبوتیک حرکات و ظاهر یک حیوان یا انسان را تقلید می‌کند
n. یک روبوت مکانیکی که حرکات و ظاهر یک حیوان یا انسان را تقلید می‌کند، معمولاً در فیلم‌ها یا پارک‌های تاریخی استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the museum features a lifelike animatronic dinosaur that moves its head and roars.

موزه یک دینوسور انیماترونی واقع‌گرایانه دارد که سر خود را حرکت می‌دهد و شورش می‌زند.

disneyland is famous for using advanced animatronic figures in their classic rides.

دیزنی‌لند به خاطر استفاده از شخصیت‌های انیماترونی پیشرفته در راندهای کلاسیک خود معروف است.

technicians spent hours repairing the complex animatronic robot before the show.

تکنسی‌های مکانیکی ساعاتی را صرف تعمیر روبوت انیماترونی پیچیده قبل از نمایش گذاشتند.

horror movies often use spooky animatronic monsters to create realistic jump scares.

فیلم‌های وحشی‌گرایی اغلب از وحش‌های انیماترونی مخيف برای ایجاد شوک واقع‌گرایانه استفاده می‌کنند.

the children were amazed by the singing animatronic band at the pizza restaurant.

کودکان به باند انیماترونی که در رستوران پیتزا می‌خواند، شگفت زده شدند.

engineers programmed the animatronic eyes to follow the movement of the audience.

مهندسان چشمان انیماترونی را برنامه‌ریزی کردند تا حرکت مخاطبین را دنبال کنند.

building a custom animatronic prop requires skills in mechanics and sculpture.

ساخت یک اسباب‌بازی انیماترونی سفارشی نیاز به مهارت‌های مکانیک و مجسمه‌سازی دارد.

theme park visitors often mistake the realistic animatronic bird for a real animal.

بازدیدکنندگان پارک‌های توریستی اغلب پرندۀ انیماترونی واقع‌گرایانه را به عنوان یک حیوان واقعی اشتباه می‌گیرند.

the filmmaker preferred using an animatronic effect over computer-generated imagery.

کارگردان بهتر استفاده از اثر انیماترونی را در مقایسه با تصاویر کامپیوتری انتخاب کرد.

a sudden power failure caused the animatronic skeleton to freeze in place.

یک خاموشی ناگهانی باعث شد که استخوان‌های انیماترونی در جای خود متوقف شوند.

the horror attraction features a terrifying animatronic clown holding a balloon.

جذب وحشی‌گرایی یک مکعب انیماترونی مخيف را که یک گلوله هوایی در دست دارد، دارد.

the designer gave the animatronic hands articulated fingers for greater realism.

طراح به دست‌های انیماترونی اندام‌های انعطاف‌پذیر را داد تا واقع‌گرایی بیشتری داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید