annunciates

[ایالات متحده]/ˌæn.ʌnˈsiː.eɪts/
[بریتانیا]/ˌæ.nənˈsaɪ.teɪts/

ترجمه

v. به طور رسمی چیزی را اعلام یا اعلام کردن؛ پیشاپیش آگاه کردن؛ نشان دادن اینکه چیزی در حال وقوع است.

جملات نمونه

he annunciates his decision with confidence.

او تصمیم خود را با اعتماد بیان می‌کند.

the news announcer annunciates the breaking story.

خبرنگو اعلام می‌کند که داستان خبری در حال رخ دادن است.

she annunciates her intentions for the future.

او قصد خود را برای آینده اعلام می‌کند.

the teacher annunciates the lesson plan clearly.

معلم برنامه درس را به وضوح اعلام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید