anomie

[ایالات متحده]/'ænəmɪ/
[بریتانیا]/'ænəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت ناهنجاری اجتماعی، هرج و مرج.
Word Forms
جمعanomies

جملات نمونه

the theory that high-rise architecture leads to anomie in the residents.

تئوری مبنی بر اینکه معماری بلندمرتبه منجر به بی‌اعتمادی در بین ساکنان می‌شود.

Feeling a sense of anomie in the fast-paced modern society

احساس بی‌اعتمادی در جامعه مدرن و پرشتاب.

Anomie can lead to feelings of isolation and disconnection

بی‌اعتمادی می‌تواند منجر به احساس انزوا و قطع ارتباط شود.

The lack of social norms can contribute to anomie in a community

نبود هنجارهای اجتماعی می‌تواند به بی‌اعتمادی در یک جامعه کمک کند.

Anomie may result from rapid societal changes

بی‌اعتمادی ممکن است ناشی از تغییرات سریع در جامعه باشد.

Individuals experiencing anomie may struggle with identity crises

افرادی که دچار بی‌اعتمادی هستند ممکن است با بحران هویت دست و پنجه نرم کنند.

Anomie can manifest in feelings of aimlessness and despair

بی‌اعتمادی می‌تواند به صورت احساس بی‌هدفی و ناامیدی بروز کند.

Anomie is often associated with feelings of alienation and detachment

بی‌اعتمادی اغلب با احساس بیگانگی و جدایی همراه است.

Sociologists study the impact of anomie on communities

جامعه‌شناسان تأثیر بی‌اعتمادی بر جوامع را مطالعه می‌کنند.

Addressing anomie requires a holistic approach to social well-being

مقابله با بی‌اعتمادی نیازمند یک رویکرد جامع به رفاه اجتماعی است.

Anomie theory explores the breakdown of social bonds and norms

تئوری بی‌اعتمادی فروپاشی پیوندهای اجتماعی و هنجارها را بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید