antagonizes

[ایالات متحده]/ænˈtæɡənaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˌæn.t̬ɑː.ɡən.aɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را دشمن خود کردن؛ برانگیختن دشمنی یا مخالفت از کسی.؛ تأثیر متقابل بر چیزی داشتن؛ آن را خنثی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

antagonizes critics

تحریک منتقدان

antagonizes opponents

تحریک مخالفان

antagonizes rivals

تحریک رقیبان

antagonizes the public

تحریک مردم

antagonizes authorities

تحریک مقامات

antagonizes stakeholders

تحریک ذینفعان

antagonizes the system

تحریک سیستم

antagonizes family members

تحریک اعضای خانواده

antagonizes friends

تحریک دوستان

جملات نمونه

his actions antagonizes his coworkers.

اقدامات او باعث ناراحتی همکارانش می‌شود.

the new policy antagonizes a large segment of the population.

سیاست جدید باعث ناراحتی بخش بزرگی از جمعیت می‌شود.

she constantly antagonizes her younger brother.

او دائماً برادر کوچکش را ناراحت می‌کند.

his arrogance antagonizes everyone around him.

غرور او باعث ناراحتی همه اطرافیانش می‌شود.

his criticism antagonizes his superiors.

انتقاد او باعث ناراحتی مافوق‌هایش می‌شود.

the constant bickering antagonizes the family.

بحث و جدل مداوم باعث ناراحتی خانواده می‌شود.

their conflicting views antagonize each other.

دیدگاه‌های متضاد آن‌ها باعث ناراحتی یکدیگر می‌شود.

the media coverage antagonizes both sides of the conflict.

پوشش رسانه‌ای باعث ناراحتی هر دو طرف درگیری می‌شود.

his rude behavior antagonizes potential customers.

رفتار بی‌ادبانه او باعث ناراحتی مشتریان بالقوه می‌شود.

the unfair treatment antagonizes the employees.

رفتار ناعادلانه باعث ناراحتی کارمندان می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید