antecedences

[ایالات متحده]/ˈæn.tɪ.sɛd.əns/
[بریتانیا]/ˌæn.t̬iˈsɛd.əns/

ترجمه

n. وضعیت یا واقعیت پیشی گرفتن یا آمدن قبل از چیزی دیگر؛ اولویت یا تقدم.؛ چیزی که قبل از چیز دیگری می‌آید؛ یک رویداد یا شرایط قبلی.

عبارات و ترکیب‌ها

antecedence of events

سابقه رویدادها

historical antecedence

سابقه تاریخی

establish antecedence

ایجاد سابقه

جملات نمونه

the historical antecedence of this event is complex and multifaceted.

سابقه تاریخی این رویداد پیچیده و چند وجهی است.

there's a clear antecedence between these two crimes.

بین این دو جرم یک ارتباط آشکار وجود دارد.

the artist's work often explores the antecedence of human emotions.

اثر هنرمند اغلب به بررسی ریشه یا منشاء احساسات انسانی می‌پردازد.

understanding the antecedence of a problem is crucial for finding a solution.

درک ریشه یا منشاء یک مشکل برای یافتن راه حل بسیار مهم است.

the professor emphasized the importance of considering antecedence in any historical analysis.

استاد بر اهمیت در نظر گرفتن ریشه یا منشاء در هر تحلیل تاریخی تاکید کرد.

lack of antecedence can lead to misunderstandings and conflicts.

نبود ریشه یا منشاء می‌تواند منجر به سوء تفاهم و درگیری شود.

the detective searched for clues about the antecedence of the victim's disappearance.

مامور پلیس به دنبال سرنخ‌هایی در مورد ریشه یا منشاء ناپدید شدن قربانی بود.

his success stemmed from a deep understanding of market antecedence.

موفقیت او از درک عمیق ریشه یا منشاء بازار ناشی می‌شد.

the novel delves into the antecedence of the characters' motivations and actions.

رمان به بررسی ریشه یا منشاء انگیزه‌ها و اعمال شخصیت‌ها می‌پردازد.

it is important to consider the antecedence of social issues before proposing solutions.

قبل از ارائه راه حل، مهم است که ریشه یا منشاء مسائل اجتماعی را در نظر بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید