anti-reader

[ایالات متحده]/[ˈæntiː ˈriːdər]/
[بریتانیا]/[ˈænti ˈriːdər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که فعالانه خلاف یا ناپسندیده‌ی خواندن است؛ کسی که از خواندن پرهیز می‌کند.؛ کسی که به مواد یا روش‌های خواندن مقاوم یا نقدی است.؛ فردی که ارزش یا اهمیت خواندن را رد می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

anti-reader bias

تمایل ضد خواننده

becoming an anti-reader

شدن به یک ضد خواننده

anti-reader tendencies

تمایل‌های ضد خواننده

identifying an anti-reader

شناسایی یک ضد خواننده

the anti-reader effect

اثر ضد خواننده

anti-reader behavior

رفتار ضد خواننده

was an anti-reader

یک ضد خواننده بود

anti-reader groups

گروه‌های ضد خواننده

like an anti-reader

مثل یک ضد خواننده

anti-reader stance

موضع ضد خواننده

جملات نمونه

the author seemed to write for an anti-reader, deliberately obfuscating the plot.

نویسنده به نظر می‌رسد که برای یک خواننده مخالف نوشت، به طور قصدمداری داستان را گیج کرده است.

his dense prose was a clear deterrent; he was writing for an anti-reader.

زبان چگال او یک بازدارنده واضح بود؛ او در حال نوشتتن برای یک خواننده مخالف بود.

she suspected the complex language was designed to repel the average anti-reader.

او فکر می‌کرد زبان پیچیده‌ای که مورد استفاده قرار گرفته بود، به منظور بازگرداندن خواننده مخالف معمولی بود.

the publisher worried about alienating the potential anti-reader in the audience.

ناشر نگران ایجاد احساس دوری در خواننده مخالف احتمالی در میان جمع حاضر بود.

he acknowledged his style might discourage the casual anti-reader from continuing.

او اعتراف کرد که سبکش ممکن است خواننده مخالف غیررسمی را از ادامه خواندن بازدارد.

the editor suggested simplifying the text to avoid scaring off the anti-reader.

ویراستار پیشنهاد داد تا متن را ساده‌تر کنند تا خواننده مخالف را نگران نکنند.

the novel's experimental structure actively pushed away the conventional anti-reader.

ساختار تجربی رمان به طور فعال خواننده مخالف معمولی را دور می‌زد.

many readers felt the book was intentionally crafted to frustrate the anti-reader.

بسیاری از خواننده‌ها احساس می‌کردند کتاب به طور قصدمداری برای ناراحت کردن خواننده مخالف طراحی شده است.

the author’s goal was to challenge the anti-reader and provoke thought.

هدف نویسنده چالش دادن به خواننده مخالف و ایجاد فکر بود.

he aimed to create a work that would intimidate the casual anti-reader.

او هدف داشت یک کار ایجاد کند که خواننده مخالف غیررسمی را می‌ترسوند.

the book’s difficulty served as a filter, weeding out the uninterested anti-reader.

دشواری کتاب به عنوان یک فیلتر عمل می‌کرد و خواننده مخالف غیرعلاقه‌مند را حذف می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید