anti-reader bias
تمایل ضد خواننده
becoming an anti-reader
شدن به یک ضد خواننده
anti-reader tendencies
تمایلهای ضد خواننده
identifying an anti-reader
شناسایی یک ضد خواننده
the anti-reader effect
اثر ضد خواننده
anti-reader behavior
رفتار ضد خواننده
was an anti-reader
یک ضد خواننده بود
anti-reader groups
گروههای ضد خواننده
like an anti-reader
مثل یک ضد خواننده
anti-reader stance
موضع ضد خواننده
the author seemed to write for an anti-reader, deliberately obfuscating the plot.
نویسنده به نظر میرسد که برای یک خواننده مخالف نوشت، به طور قصدمداری داستان را گیج کرده است.
his dense prose was a clear deterrent; he was writing for an anti-reader.
زبان چگال او یک بازدارنده واضح بود؛ او در حال نوشتتن برای یک خواننده مخالف بود.
she suspected the complex language was designed to repel the average anti-reader.
او فکر میکرد زبان پیچیدهای که مورد استفاده قرار گرفته بود، به منظور بازگرداندن خواننده مخالف معمولی بود.
the publisher worried about alienating the potential anti-reader in the audience.
ناشر نگران ایجاد احساس دوری در خواننده مخالف احتمالی در میان جمع حاضر بود.
he acknowledged his style might discourage the casual anti-reader from continuing.
او اعتراف کرد که سبکش ممکن است خواننده مخالف غیررسمی را از ادامه خواندن بازدارد.
the editor suggested simplifying the text to avoid scaring off the anti-reader.
ویراستار پیشنهاد داد تا متن را سادهتر کنند تا خواننده مخالف را نگران نکنند.
the novel's experimental structure actively pushed away the conventional anti-reader.
ساختار تجربی رمان به طور فعال خواننده مخالف معمولی را دور میزد.
many readers felt the book was intentionally crafted to frustrate the anti-reader.
بسیاری از خوانندهها احساس میکردند کتاب به طور قصدمداری برای ناراحت کردن خواننده مخالف طراحی شده است.
the author’s goal was to challenge the anti-reader and provoke thought.
هدف نویسنده چالش دادن به خواننده مخالف و ایجاد فکر بود.
he aimed to create a work that would intimidate the casual anti-reader.
او هدف داشت یک کار ایجاد کند که خواننده مخالف غیررسمی را میترسوند.
the book’s difficulty served as a filter, weeding out the uninterested anti-reader.
دشواری کتاب به عنوان یک فیلتر عمل میکرد و خواننده مخالف غیرعلاقهمند را حذف میکرد.
anti-reader bias
تمایل ضد خواننده
becoming an anti-reader
شدن به یک ضد خواننده
anti-reader tendencies
تمایلهای ضد خواننده
identifying an anti-reader
شناسایی یک ضد خواننده
the anti-reader effect
اثر ضد خواننده
anti-reader behavior
رفتار ضد خواننده
was an anti-reader
یک ضد خواننده بود
anti-reader groups
گروههای ضد خواننده
like an anti-reader
مثل یک ضد خواننده
anti-reader stance
موضع ضد خواننده
the author seemed to write for an anti-reader, deliberately obfuscating the plot.
نویسنده به نظر میرسد که برای یک خواننده مخالف نوشت، به طور قصدمداری داستان را گیج کرده است.
his dense prose was a clear deterrent; he was writing for an anti-reader.
زبان چگال او یک بازدارنده واضح بود؛ او در حال نوشتتن برای یک خواننده مخالف بود.
she suspected the complex language was designed to repel the average anti-reader.
او فکر میکرد زبان پیچیدهای که مورد استفاده قرار گرفته بود، به منظور بازگرداندن خواننده مخالف معمولی بود.
the publisher worried about alienating the potential anti-reader in the audience.
ناشر نگران ایجاد احساس دوری در خواننده مخالف احتمالی در میان جمع حاضر بود.
he acknowledged his style might discourage the casual anti-reader from continuing.
او اعتراف کرد که سبکش ممکن است خواننده مخالف غیررسمی را از ادامه خواندن بازدارد.
the editor suggested simplifying the text to avoid scaring off the anti-reader.
ویراستار پیشنهاد داد تا متن را سادهتر کنند تا خواننده مخالف را نگران نکنند.
the novel's experimental structure actively pushed away the conventional anti-reader.
ساختار تجربی رمان به طور فعال خواننده مخالف معمولی را دور میزد.
many readers felt the book was intentionally crafted to frustrate the anti-reader.
بسیاری از خوانندهها احساس میکردند کتاب به طور قصدمداری برای ناراحت کردن خواننده مخالف طراحی شده است.
the author’s goal was to challenge the anti-reader and provoke thought.
هدف نویسنده چالش دادن به خواننده مخالف و ایجاد فکر بود.
he aimed to create a work that would intimidate the casual anti-reader.
او هدف داشت یک کار ایجاد کند که خواننده مخالف غیررسمی را میترسوند.
the book’s difficulty served as a filter, weeding out the uninterested anti-reader.
دشواری کتاب به عنوان یک فیلتر عمل میکرد و خواننده مخالف غیرعلاقهمند را حذف میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید