anting

[ایالات متحده]/[ˈæn.tɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈæn.tɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جادوی کوچک یا یک گردنبند حفاظتی یا برای خوش شانسی یا یک کیسه کوچک یا پیشوند حاوی جادوهای یا گردنبند ها.

عبارات و ترکیب‌ها

anting market

بازار آنتینگ

visiting anting

بازدید از آنتینگ

anting shoes

کفش آنتینگ

anting town

شهر آنتینگ

buying anting goods

خرید کالای آنتینگ

anting leather

پوست آنتینگ

near anting

نزدیک آنتینگ

anting factory

کارخانه آنتینگ

famous anting

آنتینگ معروف

anting area

منطقه آنتینگ

جملات نمونه

she wore a beautiful anting to the wedding.

او یک جواهر زیبای انتینگ به آیین ازدواج برد.

the anting sparkled under the stage lights.

انتینگ زیر نور روشنایی صحنه لامع می‌کرد.

he bought her a pair of silver anting for her birthday.

او برای روز تولد او یک جفت انتینگ از جنس نقره خرید.

the antique anting were worth a lot of money.

انتینگ‌های باستانی ارزش زیادی داشتند.

she carefully cleaned her delicate anting.

او با دقت انتینگ نازک خود را پاک کرد.

the jewelry store had a wide selection of anting.

فروشگاه جواهرات گزینه‌های گسترده‌ای از انتینگ داشت.

i lost one of my favorite anting yesterday.

من یکی از مورد علاقه‌ام از انتینگ‌ها روز گذشته از دست دادم.

she matched her anting to her dress.

او انتینگ خود را با لباسش هماهنگ کرد.

the anting dangled from her ears.

انتینگ از گوش‌های او می‌پرید.

he admired the intricate design of the anting.

او طراحی پیچیده انتینگ را تحسین کرد.

she kept her anting in a velvet box.

او انتینگ خود را در یک جعبه چرمی نگهداری می‌کرد.

the modern anting were made of titanium.

انتینگ‌های مدرن از تیتانیوم ساخته شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید