antiquating

[ایالات متحده]/ˌæn.tɪˈkwɑː.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˌæn.tɪˈkweɪ.tɪŋ/

ترجمه

v. قدیمی یا منسوخ کردن چیزی؛ باعث شدن چیزی به obsolete تبدیل شود.

عبارات و ترکیب‌ها

antiquating technology

فناوری قدیمی‌کننده

antiquating practices

روش‌های قدیمی‌کننده

antiquating ideas

ایده‌های قدیمی‌کننده

antiquating designs

طرح‌های قدیمی‌کننده

antiquating furniture

مبلمان قدیمی‌کننده

an antiquating appearance

ظاهری قدیمی‌کننده

جملات نمونه

the company's antiquated technology is holding it back.

فناوری قدیمی شرکت، آن را عقب نگه می‌دارد.

his antiquated views on gender roles are outdated.

دیدگاه‌های قدیمی‌اش در مورد نقش‌های جنسیتی منسوخ شده‌اند.

the antiquating process can be time-consuming and tedious.

فرآیند قدیمی‌سازی می‌تواند زمان‌بر و خسته‌کننده باشد.

the museum features an extensive collection of antiquated artifacts.

موزه دارای مجموعه‌ای گسترده از مصنوعات قدیمی است.

antiquating furniture can be a valuable investment.

بازسازی مبلمان می‌تواند یک سرمایه‌گذاری ارزشمند باشد.

antiquating laws can be harmful to society.

قوانین قدیمی می‌توانند برای جامعه مضر باشند.

the antiquating of technology is constant and rapid.

فرآیند قدیمی‌سازی فناوری مداوم و سریع است.

she enjoys antiquating for unique vintage items.

او از جستجوی اشیاء عتیقه و منحصربه‌فرد لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید