antisuffragists argued
طرفداران ضد رفراندوم استدلال کردند
antisuffragists opposed
طرفداران ضد رفراندوم مخالف بودند
the antisuffragists claimed
طرفداران ضد رفراندوم ادعا کردند
antisuffragists believed
طرفداران ضد رفراندوم معتقد بودند
antisuffragists feared
طرفداران ضد رفراندوم میترسیدند
antisuffragists maintained
طرفداران ضد رفراندوم حفظ کردند
the antisuffragists protested
طرفداران ضد رفراندوم اعتراض کردند
antisuffragists organized
طرفداران ضد رفراندوم سازماندهی کردند
the antisuffragists resisted
طرفداران ضد رفراندوم مقاومت کردند
antisuffragists advocated
طرفداران ضد رفراندوم حمایت کردند
historical antisuffragists often came from conservative political backgrounds.
مخالفان حق رأی تاریخی اغلب از پیشینههای سیاسی محافظهکار میآمدند.
many antisuffragists believed that political participation would harm femininity.
بسیاری از مخالفان حق رأی معتقد بودند که مشارکت سیاسی به زنبودگی آسیب میرساند.
the antisuffragists' campaign relied heavily on traditional gender role arguments.
کمپین مخالفان حق رأی به شدت به استدلالهای مربوط به نقشهای سنتی جنسیری متکی بود.
some antisuffragists were prominent society women themselves.
برخی از مخالفان حق رأی خودشان زنان برجسته جامعه بودند.
the antisuffragists used pamphlets and public speeches to spread their message.
مخالفان حق رأی از طریق بروشورها و سخنرانیهای عمومی برای انتشار پیام خود استفاده میکردند.
organizations of antisuffragists formed across multiple countries during the late 19th century.
سازمانهای مخالفان حق رأی در اواخر قرن نوزدهم در چندین کشور شکل گرفتند.
the antisuffragists feared that suffrage would lead to marital discord.
مخالفان حق رأی از این میترسیدند که حق رأی منجر به اختلاف در زندگی مشترک شود.
members of antisuffragist groups typically valued social stability over political equality.
اعضای گروههای مخالفان حق رأی معمولاً ثبات اجتماعی را بر برابری سیاسی ترجیح میدادند.
the antisuffragists' opposition faded after women finally gained the right to vote.
مخالفتهای مخالفان حق رأی پس از اینکه زنان سرانجام به حق رأی دست یافتند، کمرنگ شد.
prominent antisuffragists included writers, politicians, and religious leaders.
مخالفان برجسته حق رأی شامل نویسندگان، سیاستمداران و رهبران مذهبی میشدند.
the antisuffragists argued that women's place was in the home, not in politics.
مخالفان حق رأی استدلال میکردند که جایگاه زنان در خانه است، نه در سیاست.
antisuffragists organized petitions and lobbied legislators against women's suffrage bills.
مخالفان حق رأی، دادخواستها را سازماندهی کردند و برای لایحه حق رأی زنان با قانونگذاران لابی کردند.
antisuffragists argued
طرفداران ضد رفراندوم استدلال کردند
antisuffragists opposed
طرفداران ضد رفراندوم مخالف بودند
the antisuffragists claimed
طرفداران ضد رفراندوم ادعا کردند
antisuffragists believed
طرفداران ضد رفراندوم معتقد بودند
antisuffragists feared
طرفداران ضد رفراندوم میترسیدند
antisuffragists maintained
طرفداران ضد رفراندوم حفظ کردند
the antisuffragists protested
طرفداران ضد رفراندوم اعتراض کردند
antisuffragists organized
طرفداران ضد رفراندوم سازماندهی کردند
the antisuffragists resisted
طرفداران ضد رفراندوم مقاومت کردند
antisuffragists advocated
طرفداران ضد رفراندوم حمایت کردند
historical antisuffragists often came from conservative political backgrounds.
مخالفان حق رأی تاریخی اغلب از پیشینههای سیاسی محافظهکار میآمدند.
many antisuffragists believed that political participation would harm femininity.
بسیاری از مخالفان حق رأی معتقد بودند که مشارکت سیاسی به زنبودگی آسیب میرساند.
the antisuffragists' campaign relied heavily on traditional gender role arguments.
کمپین مخالفان حق رأی به شدت به استدلالهای مربوط به نقشهای سنتی جنسیری متکی بود.
some antisuffragists were prominent society women themselves.
برخی از مخالفان حق رأی خودشان زنان برجسته جامعه بودند.
the antisuffragists used pamphlets and public speeches to spread their message.
مخالفان حق رأی از طریق بروشورها و سخنرانیهای عمومی برای انتشار پیام خود استفاده میکردند.
organizations of antisuffragists formed across multiple countries during the late 19th century.
سازمانهای مخالفان حق رأی در اواخر قرن نوزدهم در چندین کشور شکل گرفتند.
the antisuffragists feared that suffrage would lead to marital discord.
مخالفان حق رأی از این میترسیدند که حق رأی منجر به اختلاف در زندگی مشترک شود.
members of antisuffragist groups typically valued social stability over political equality.
اعضای گروههای مخالفان حق رأی معمولاً ثبات اجتماعی را بر برابری سیاسی ترجیح میدادند.
the antisuffragists' opposition faded after women finally gained the right to vote.
مخالفتهای مخالفان حق رأی پس از اینکه زنان سرانجام به حق رأی دست یافتند، کمرنگ شد.
prominent antisuffragists included writers, politicians, and religious leaders.
مخالفان برجسته حق رأی شامل نویسندگان، سیاستمداران و رهبران مذهبی میشدند.
the antisuffragists argued that women's place was in the home, not in politics.
مخالفان حق رأی استدلال میکردند که جایگاه زنان در خانه است، نه در سیاست.
antisuffragists organized petitions and lobbied legislators against women's suffrage bills.
مخالفان حق رأی، دادخواستها را سازماندهی کردند و برای لایحه حق رأی زنان با قانونگذاران لابی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید