| جمع | ape-men |
ape-man theory
نظریه انسان میمونی
find an ape-man
یک انسان میمونی پیدا کن
like an ape-man
مثل یک انسان میمونی
ancient ape-man
انسان میمونی باستانی
became an ape-man
این یک انسان میمونی شد
ape-man fossil
fosil انسان میمونی
called ape-man
انسان میمونی خوانده شد
early ape-man
انسان میمونی اولیه
ape-man walked
انسان میمونی پیاده روی کرد
ape-man's skull
فک انسان میمونی
the museum displayed a fossil of an ape-man, fascinating visitors.
موزه یک فسیل از یک انسان میمونی نمایش داد که بازدیدکنندگان را جذب میکرد.
scientists debated whether the ape-man evolved into modern humans.
دانشمندان در مورد اینکه آیا انسان میمونی به انسانهای مدرن تکامل یافت یا نه بحث کردند.
the movie depicted a fierce battle between an ape-man and a hunter.
فیلم یک جنگ شدید بین یک انسان میمونی و شکارچی را نشان داد.
early depictions of the ape-man often appeared in pulp magazines.
تصاویر اولیه انسان میمونی اغلب در مجلات کاغذی ظاهر میشدند.
the archaeological dig uncovered tools used by an ancient ape-man.
کاوش باستانی ابزارهایی را که توسط یک انسان میمونی باستانی استفاده میشدند، آشکار کرد.
researchers studied the skeletal remains of a neanderthal ape-man.
پژوهشگران باقی ماندههای استخوانی یک انسان میمونی نئاندرتال را مطالعه کردند.
the story featured a gentle ape-man living in the jungle.
داستان یک انسان میمونی لطیف زندگی کرده در جنگل را به نمایش گذاشت.
the artist created a sculpture of a powerful ape-man figure.
هنرمند یک اسکلتور از یک شخصیت انسان میمونی قدرتمند ساخت.
the theory suggests the ape-man walked upright long ago.
این نظریه میگوید انسان میمونی چندین سال پیش با پای خود رو به بالا راه میرفت.
the documentary explored the life of a solitary ape-man.
مستند زندگی یک انسان میمونی تنها را بررسی کرد.
the legend told of a wise and powerful ape-man king.
اساساً این افسانه درباره یک پادشاه انسان میمونی حکیم و قدرتمند بود.
ape-man theory
نظریه انسان میمونی
find an ape-man
یک انسان میمونی پیدا کن
like an ape-man
مثل یک انسان میمونی
ancient ape-man
انسان میمونی باستانی
became an ape-man
این یک انسان میمونی شد
ape-man fossil
fosil انسان میمونی
called ape-man
انسان میمونی خوانده شد
early ape-man
انسان میمونی اولیه
ape-man walked
انسان میمونی پیاده روی کرد
ape-man's skull
فک انسان میمونی
the museum displayed a fossil of an ape-man, fascinating visitors.
موزه یک فسیل از یک انسان میمونی نمایش داد که بازدیدکنندگان را جذب میکرد.
scientists debated whether the ape-man evolved into modern humans.
دانشمندان در مورد اینکه آیا انسان میمونی به انسانهای مدرن تکامل یافت یا نه بحث کردند.
the movie depicted a fierce battle between an ape-man and a hunter.
فیلم یک جنگ شدید بین یک انسان میمونی و شکارچی را نشان داد.
early depictions of the ape-man often appeared in pulp magazines.
تصاویر اولیه انسان میمونی اغلب در مجلات کاغذی ظاهر میشدند.
the archaeological dig uncovered tools used by an ancient ape-man.
کاوش باستانی ابزارهایی را که توسط یک انسان میمونی باستانی استفاده میشدند، آشکار کرد.
researchers studied the skeletal remains of a neanderthal ape-man.
پژوهشگران باقی ماندههای استخوانی یک انسان میمونی نئاندرتال را مطالعه کردند.
the story featured a gentle ape-man living in the jungle.
داستان یک انسان میمونی لطیف زندگی کرده در جنگل را به نمایش گذاشت.
the artist created a sculpture of a powerful ape-man figure.
هنرمند یک اسکلتور از یک شخصیت انسان میمونی قدرتمند ساخت.
the theory suggests the ape-man walked upright long ago.
این نظریه میگوید انسان میمونی چندین سال پیش با پای خود رو به بالا راه میرفت.
the documentary explored the life of a solitary ape-man.
مستند زندگی یک انسان میمونی تنها را بررسی کرد.
the legend told of a wise and powerful ape-man king.
اساساً این افسانه درباره یک پادشاه انسان میمونی حکیم و قدرتمند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید